اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٨٨ - «باب پنجاه و چهارم» در بيان استطاعت كه بمعنى توانائى است و بيان بطلان آن در حق بندگان و اثبات آن در باره ايشان باعتماد اختلاف معنى
ابو عبد اللَّه جعفر بن محمد ٧ كه فرمود بنده فاعل و متحرك نميباشد مگر آنكه استطاعت با او از خداى عز و جل است و جز اين نيست كه تكليف از خداى تبارك و تعالى بعد از استطاعت واقع شده و چنان نباشد كه فعل را تكليف كند مگر توانا را يابنده مكلف بفعل نباشد مگر در حالى كه توانا باشد.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از حسين بن سعيد از عبيد بن زراره كه گفت حديث كرد مرا حمزة بن حمران گفت كه حضرت صادق ٧ را سؤال كردم از استطاعت و آن حضرت مرا جواب بفرمود بعد از آن در نوبت ديگر بر آن حضرت داخل شدم و عرض كردم كه خدا تو را باصلاح آورد بدرستى كه در دلم از استطاعت چيزى واقع شده كه آن را از دلم بيرون نميكند مگر چيزى كه آن را از تو بشنوم حضرت فرمود كه آنچه در دل تو است تو را ضرر نميرساند عرض كردم كه خدا تو را باصلاح آورد من ميگويم كه خداى تبارك و تعالى بندگان را تكليف نفرموده مگر آنچه استطاعت دارند و مگر آنچه طاقت دارند چه ايشان چيزى از آن را نميكنند مگر باراده و خواست و قضاء و قدر خدا حضرت فرمود كه اين دين خدا است كه من و پدرانم بر آنيم يا مثل اين را فرمود «مترجم گويد» كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه خواست خدا و ارادهاش در طاعات امر بآنها و رضا است و در معاصى نهى از آنها و منع از آنها است بزجر و ترسانيدن حديث كردند ما را پدرم و محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفتند كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى از محمد بن خالد برقى از محمد بن يحيى صيرفى از صباح حذاء از حضرت باقر ٧ كه گفت زراره از آن حضرت سؤال نمود و من حاضر بودم و عرض كرد كه مرا خبر ده كه آنچه خدا در كتاب خويش بر ما واجب گردانيده و ما را از آن نهى فرموده ما را توانايان از براى آنچه بر ما واجب گردانيده و توانايان از براى ترك آنچه ما را از آن نهى فرموده قرار داده فرمود آرى.