اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢٢ - «باب نهم» در بيان قدرت خدا و قدرت بمعنى توانائى است
بعد از آن خداى تبارك و تعالى دوست داشت كه خلقى را بيافريند كه عظمتش را تعظيم نمايند و بزرگيش را بزرگ دانند و بزرگواريش را بزرگ قدر گردانند بعد از آن فرمود كه دو ظل و دو سايه باشيد پس بودند چنان كه خداى تبارك و تعالى فرمود.
مترجم گويد كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه معنى قول آن حضرت كه آن جناب نور است يعنى نور بخش و رهنما است و معنى قول آن حضرت كه دو سايه باشيد روح مقدس و بنا بر بعضى از نسخ توحيد روح القدس و فرشته مقرب است و مراد از آن اينست كه خدا بود و هيچ چيز با او نبود پس خواست كه پيغمبران و حجتهاى خويش صلوات اللَّه عليهم و شاهدهاى خود را بيافريند و پيش از ايشان روح مقدس را آفريد و روح مقدس همانست كه خداى عز و جل بواسطه او پيغمبران و شاهدان و حجتهاى خود را صلوات اللَّه عليهم تأييد و تقويت ميكند و او همانست كه ايشان را از مكر شيطان و وسوسههاى او حراست و پاسبانى ميكند و ايشان را راست و درست مى- سازد و توفيق ميدهد و بانديشههاى راست كه در دل سر زند امداد و كمك مينمايد بعد از آن روح الامين را آفريد كه بر پيغمبران خدا با وحى از آن جناب عز و جل فرود آمد و خدا بايشان فرمود كه دو سايه باشيد سايهدار از براى پيغمبران و رسولان و حجتها و شاهدان من پس دو سايه بودند سايه دار از براى پيغمبران و رسولان و حجتها و شاهدان آن جناب چنان كه خداى عز و جل فرموده بود و ايشان را باين دو سايه اعانت مينمود و بر دستهاى اين دو فرشته ايشان را نصرت ميداد و باين دو خلق ايشان را حراست ميفرمود و بنا بر اين معنى پادشاه عادل را ظل اللَّه گفتهاند كه سايه خداست در زمينش از براى بندگانش كه مظلوم بسوى او جا ميگيرد و ترسان لرزان باو ايمن ميگردد و راه باو امنيت بهم ميرساند و ضعيف بيارى او از قوى داد خود را مىستاند و اين پادشاه عادل كه ظل اللَّه باشد همان پادشاه و سلطان خدا و حجت او است كه زمين از او خالى نباشد تا آنكه قيامت برپا شود.
حديث كرد ما را محمد بن على ماجيلويه رحمه اللَّه از عمويش محمد بن ابى القاسم از احمد بن ابى عبد اللَّه از ابو ايوب مدائنى از محمد بن ابى عمير از عمر بن اذينه از حضرت