اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢٠ - «باب نهم» در بيان قدرت خدا و قدرت بمعنى توانائى است
آنكه قدرتش را در نفس تو بتو نموده تو را موجود ساخته و هيچ نبودى و وجود نداشتى و بزرگت كرده بعد از آنكه خورد بودى و توانائيت داده بعد از آنكه ناتوانى داشتى و ناتوانيت داده بعد از آنكه توانائى داشتى و بيمارت كرده و بعد از آنكه تندرست بودى و تندرستت كرده بعد از آنكه بيمار بودى و خشنوديت نموده بعد از آنكه خشم داشتى و خشمت داده بعد از آنكه خوشنود بودى و اندوهت داده بعد از آنكه دشمنى داشتى و شاديت داده بعد از آنكه اندوه داشتى و دوستيت داده بعد از آنكه شادى داشتى دشمنيت داده بعد از آنكه دوستى داشتى و عزم و آهنگ داده بعد از آنكه سستى داشتى و سستيت داده بعد از آنكه عزم داشتى و دل بر آن گذاشته بودى و خواهشت داده بعد از آنكه ناخوش داشتى و كراهتت داده بعد از آنكه خواهش داشتى و رغبتت داده بعد از آنكه ترس داشتى و ترس داده بعد از آنكه رغبت داشتى اميدواريت داده بعد از آنكه نوميد بودى و نوميديت داده بعد از آنكه اميدوارى داشتى و آنچه در خيالت نبوده بخاطرت آورده كه در دلت خطور كند و آنچه تو معتقد آن بوده و در دلت قرار و استقرار يافته و محكم گرديده از ذهنت دور ساخته و بيرون برده و پيوسته قدرت خدا را كه در نفس من بود بر من ميشمرد و همه آن چيزى بود كه من آن را دفع نميتوانستم نمود تا آنكه گمان كردم كه زود باشد كه بر من غالب شود در آنچه در ميان من و او بود.
حديث كرد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار «ره» گفت كه حديث كرد مرا سعد بن عبد اللَّه از احمد بن ابى عبد اللَّه از يعقوب بن يزيد از محمد بن ابى عمير از آنكه او را ذكر كرده از حضرت صادق ٧ كه فرمود شيطان بعيسى بن مريم ٧ گفت كه آيا پروردگارت بر اين قدرت دارد كه زمين را در تخم مرغى داخل گرداند كه زمين كوچك نشود و تخم مرغ بزرگ نشود عيسى ٧ باو فرمود كه واى بر تو بدرستى كه خدا بناتوانى و درماندگى وصف نميشود و كى تواناتر است از كسى كه زمين را لطيف و نرم و نازك و تخم را بزرگ گرداند.
پدرم رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را يعقوب بن يزيد از حماد بن عيسى از ربعى بن عبد اللَّه از فضيل بن يسار كه گفت شنيدم از