اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤٢ - «باب يازدهم» در بيان صفات ذات و صفات افعال
است بر آنكه آن جناب نخواسته چه احتمال دارد كه نخواسته باشد پس هر گاه خواهد آنچه را كه خواسته چنان كه خواسته خواهد بود و علم خدا مشيت را پيشى گرفته.
حديث كرد ما را حسين بن احمد بن ادريس «ره» از پدرش از محمد بن عبد الجبار از صفوان بن يحيى كه گفت بحضرت كاظم ٧ يا امام رضا ٧ عرض كردم كه مرا خبر ده از اراده كه از خدا و از خلق است فرمود اراده نسبت بخلق انديشه خاطر است كه در دل ميگيرند و امرى را تصور ميكنند و ذهن بسوى آن متوجه مىشود و آنچه از براى ايشان ظاهر مىشود از فعل و اما نسبت بخداى عز و جل ارادهاش احداث و ايجاد آنست نه غير از آن زيرا كه آن جناب انديشه نميكند و قصد و تفكر نمينمايد كه خوبى و بدى چيزى را بداند و اين صفتها از او دور است و اينها صفات خلق است چه اينها از لوازم جهل و نقصان است پس اراده خدا همان فعل است نه غير آن كه بآنچه اراده آن دارد ميفرمايد كه باش پس ميباشد بدون صوت و سخنى كه بزبان گفته شود و بىقصد و انديشه كه در او بهمرسد و چون و چگونگى از براى آن نيست چنان كه خود بيچون و چگونگى است.
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد مرا سعد بن عبد الله از احمد بن محمد خالد از پدرش از ابن ابى عمير از ابن اذنيه از محمد بن مسلم از حضرت صادق ٧ كه فرمود مشيت خدا احداث شده يعنى تازه بهمرسيده.
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از عمر بن اذينه از حضرت صادق ٧ كه فرمود خدا مشيت يعنى خواست خود را بخود آن آفريد يعنى بىآنكه چيزى در خلقت آن واسطه باشد بعد از آن چيزها را بمشيت آفريد.
مترجم گويد كه بامير محمد باقر داماد حسينى رحمه الله نسبت دادهاند كه او گمان كرده كه مراد از مشيت مشيت بندگان و از چيزها كردار ايشانست و اين معنى دور است چنان كه بر ناقد خبير مستور نيست اگر چه خالى از حسنى نيست و مؤلف بعد از ذكر حديث گفته كه محمد بن على مؤلف اين كتاب ميگويد كه ما هر گاه خداى تبارك و تعالى را بصفات ذات وصف كنيم جز اين نيست كه بهر صفتى از آنها ضد آن را از او دور