اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤٠ - «باب يازدهم» در بيان صفات ذات و صفات افعال
داشته باشد چرا كه مواليانت اختلاف كردهاند پس بعضى از ايشان گفتهاند كه آن جناب تبارك و تعالى پيش از آنكه چيزى از خلقش را بيافريند ميدانست كه اوى تنها است و بعضى از ايشان گفتهاند كه معنى ميدانست آنست كه ميكرد و دانش را بوجود مياورد بنا بر اينكه علم ادراك باشد و آن فعل است و گويا كه اين قائل تو هم كرده كه علم چون خالق و رازق و امثال اينها از صفات فعليه است پس آن جناب امروز كه چيزها را آفريده ميداند كه پيش از كردن چيزها او بوده نه غير او و گفتهاند كه اگر ثابت كنيم كه خدا هميشه باين عالم بوده كه او است كه وجود دارد نه غير او را با او در ازليت و دوامى كه دارد ثابت نمودهايم پس اگر صلاح دانى اى آقاى من كه بمن تعليم فرمائى آنچه را كه از آن بسوى غيرش در نگذرم تعليم فرما حضرت ٧ در جواب نوشت كه خداى تبارك و تعالى ذكره هميشه عالم بوده.
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از محمد بن حسين بن ابى الخطاب از ابن ابى عمير از هشام بن سالم از محمد بن مسلم از حضرت باقر ٧ كه گفت شنيدم از آن حضرت كه ميفرمود خدا بود و هيچ چيز غير او نبود و هميشه عالم بود بآنچه هستى داده و موجود فرموده پس علمش بآن پيش از بودنش چون علم او است بآن بعد از آنكه آن را هستى داده و بوجود آورده.
حديث كرد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از ايوب بن نوح كه بخدمت حضرت امام على نقى ٧ نوشت و او را از خداى عز و جل سؤال نمود كه آيا آن جناب چيزها را ميدانست پيش از آنكه چيزها را بيافريند و آنها را هستى دهد يا اين را ندانست تا آنكه آنها را آفريد و اراده آفريدن و در وجود آوردن آنها نمود بعد از آن دانست آنچه آنها را كه آفريد و در نزد آفريدن آن و آنچه را كه در وجود آورد در نزد وجود آوردن آن حضرت ٧ فرمان همايون بخط خويش نوشت كه خدا هميشه عالم بود بچيزها پيش از آنكه چيزها را بيافريند چون علمش بچيزها بعد از آنكه چيزها را آفريد.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كردند ما را