اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٦٣ - «باب سى و دويم» در تفسير حروف معجم
توفيق ده او را و او را تسديد فرما و تسديد راست گردانيدن و توفيق دادنست براى راستى و صواب پس على بن ابى طالب ٧ فرمود كه هيچ حرفى نيست مگر آنكه آن نامى از نامهاى خداى عز و جل است بعد از آن فرمود كه اما الف اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ است يعنى خداى سزاوار پرستش هيچ خدائى نيست در وجود بحقيقت مگر او كه استحقاق عبادت از برايش ثابت است زنده بحيات ابدى كه پاينده است بر وجه دوام و بقاء در ذات يا قائم بحفظ و سر مخلوقات و اما باء باقى است بعد از فناء نيستى خلق خويش و اما تاء تواب است كه توبه را از بندگانش قبول ميفرمايد و اما ثاء ثابتى است كائنى كه باشنده و موجود است يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا تا آخر آيه كه ترجمهاش اينست كه ثابت ميدارد خدا آنان را كه ايمان آوردند و استحكام ميدهد بگفتار راست و محكم و بحجت قاطعه كه نزد ايشان ثابت شده و در دلهاى ايشان ثابت گشته در زندگانى دنيا تا در زمان ابتلاء و مصائب شكيبائى ورزند و از جاده مستقيم توحيد نلغزند و يا ثبات دهد مؤمنان را در دنيا يعنى نزديك مردن تاختم حيوة ايشان بر كلمه توحيد باشد و ثابت دارد ايشان را در آن سراى يعنى در قبر كه منزل اول آخرت است تا جواب منكر و نكير بطريق حق و صواب باز دهند يا در موقف حساب و فرو گذارد خدا ستمكاران يعنى كافران و معاندان را و نظر لطف و توفيق از ايشان باز گيرد پس در دنيا بكلمه توحيد راه نيابند و در وقت سؤال در قبر و حساب از جواب فرو مانند و ميكند خدا آنچه را كه ميخواهد از هدايت مؤمن مخلص و تخليه كافر معاند و اما جيم جل ثناؤه و تقدست اسماؤه يعنى ستايش بزرگوار و نامهايش پاك و پاكيزه است و اما حاء حقى است كه حى حليم است يعنى خداى بر حق و زنده بردبار و اما خاء خبير و آگاهست بآنچه بندگان ميكنند و اما دال ديان و جزاء دهنده روز جزا است و اما ذال ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ است كه معنى آن در اسماء حسنى گذشت و اما راء رؤف و مهربانست ببندگان خويش و اما زاى زينت و آرامش معبودين است و اما سين سميع بصير است يعنى شنواى بينا و اما شين شاكر است كه بندگان مؤمن خود را شكر ميكند يعنى جزاى شكر ميدهد و اما صاد صادق است در وعده و وعيد