اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٦ - «باب چهل و هفتم» در بيان معنى قول خداى عز و جل
عز و جل اين را قصد دارد كه تا جهادكنندگان جهاد كنند و ما آن را بدانيم زيرا كه حتى واقع نميشود مگر بر فعل حادث و علم خداى عز و جل حادث نميباشد و همچنين ذكر كردن خداى عز و جل اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ را بعد از قول خويش ثم و آن جناب بآن اين را قصد دارد كه پس عرش را بلند كرد بجهت استيلايش بر آن و بآن نشستن و اعتدال بدن را قصد نفرموده زيرا كه روا نباشد كه خداى عز و جل جسم و صاحب بدن باشد و خدا از اين برترى دارد و برترى بزرگ
«باب چهل و هفتم» در بيان معنى قول خداى عز و جل
و ما كان عرشه على الماء و ترجمه آن با ما بعد و ما قبل آن مىآيد حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى از محمد بن اسماعيل برمكى كه گفت حديث كرد ما را ابو نصر جذعان بن نصر كندى گفت كه حديث كرد مرا سهل بن زياد آدمى از حسن بن محبوب از عبد الرحمن بن كثير از داود رقى كه گفت حضرت صادق ٧ را سؤال كردم از از تفسير قول خداى عز و جل وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ حضرت بمن فرمود كه سنيان چه ميگويند عرض كردم كه ميگويند هر كه اين را گمان كند خدا را محمول گردانديه و او را بصفت مخلوقات وصف كرده و بر او لازم آيد كه آنچه خدا را برداشته از او قوىتر باشد عرض كردم فداى تو گردم اين مطلب را از برايم بيان فرما فرمود بدرستى كه خداى عز و جل علم و دين خود را بر آب بار كرد و آن را حامل اين دو چيز گردانيد پس از آنكه زمين يا آسمان يا جن يا انسان يا آفتاب يا ماه وجود داشته باشد و چون خواست كه خلق را بيافريند ايشان را پراكنده و پريشان نمود در ميان دو دست خويش كه از آن پيش رو تعبير