اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٤ - «باب چهل و ششم» در بيان معنى قول خداى عز و جل الرحمن على العرش استوى
اين حديث طولى دارد و ما از آن موضع حاجت را فرا گرفتيم و من اين حديث را بتمامه در آخر كتاب نبوت اخراج كردهام حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از سهل بن زياد از حسن بن موسى خشاب از بعضى از مردان خويش كه آن را مرفوع ساخته از حضرت صادق ٧ كه از قول خداى عز و جل الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى سؤال شد فرمود كه او نسبت بهر چيزى برابرى دارد پس چيزى نسبت بار از چيز ديگر نزديكتر نيست.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از حسين بن سعيد از نضر بن سويد از عاصم بن حميد از ابو بصير حضرت صادق ٧ كه فرمود هر كه گمان كند كه خداى عز و جل از چيزى يا در چيزى يا بر چيزيست بحقيقت كه كافر شده عرض كردم كه آنچه فرمودى از برايم تفسير و بيان فرما فرمود گه مقصود من آنست كه گمان آن كس چنين باشد كه چيزى گرداگرد خدا را فرو گرفته يا او را نگاه داشته يا از چيزى بهمرسيده كه بر او پيشى گرفته باشد و تفسير حضرت بطريق لف و نشر مشوش است چه اول بدويم و دويم بسيم و سيم باول تعلق دارد و در روايت ديگر چنين است كه فرموده هر كه گمان كند كه خدا از چيزى بهمرسيده او را حادث قرار داده و اعتقاد نموده كه كسى او را از سر نو پديد آورده و هر كه گمان كند كه خدا در چيزى ميباشد او را محصور گردانيده بآن مكانى كه حاصر او است و گرداگرد او را فرو گرفته و هر كه گمان كند كه خدا بر بالاى چيزى قرار دارد او را محمول ساخته كه چيزى او را برداشته.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل «ره» گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر از احمد بن محمد از حسن بن محبوب كه گفت حديث كرد مرا مقاتل بن سليمان و گفت كه حضرت جعفر بن محمد ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى فرمود كه او نسبت بهر چيزى برابرى دارد پس چيزى نسبت باو از چيز ديگر نزديكتر نيست و بهمين اسناد از حسن بن محبوب از حماد مرويست كه گفت حضرت صادق ٧ فرمود كه دروغ گفته است هر كه گمان كرده كه