اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢٧ - «باب نهم» در بيان قدرت خدا و قدرت بمعنى توانائى است
چه جواب گويم بعد از آن بحج رفتم و حضرت صادق ٧ را باين خبر دادم. فرمود كه اين سخن سخن زنديق خبيث پليد است چون بسوى او برگردى باو بگو كه نام تو در كوفه چيست چه او خواهد گفت فلانى بعد از آن باو بگو كه نام تو در بصره چيست خواهد گفت كه فلانى و چون همان نام را بگويد بگو كه همچنين است خدا كه پروردگار ما است در آسمان خدا و در زمين خدا و در درياها خدا و در هر جا خدا است هشام ميگويد كه پس از سفر بازگشتم و در نزد ابو شاكر آمدم و او را خبر دادم گفت كه اين حجاز نقل شده و از آنجا باينجا آمده.
حديث كرد ما را جعفر بن محمد بن مسرور رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را حسين بن محمد بن عامر از عمويش عبد الله بن عامر از حسن بن محبوب از مقاتل بن سليمان كه گفت حضرت ابو عبد الله صادق ٧ فرمود كه چون موسى ٧ بسوى كوه طور بالا رفت و با پروردگار خود مناجات نمود عرض كرد كه اى پروردگار من خزينهاى خود را بمن بنما فرمود كه اى موسى جز اين نيست كه خزينهاى من چون چيزى را اراده كنم آنست كه بآن ميگويم كه باش پس ميباشد.
مترجم گويد كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه از جمله دليل بر اينكه خداى تعالى قادر است آنست كه چون ثابت شده كه جهان صنعت از براى صانعى است و كارگرى آن را ساخته و ما نيافتيم يا روا نباشد كه كسى چيزى را بسازد كه بر آن قادر نيست بدلالت آنكه شخص زمين گير رفتن از او واقع نميشود و عاجز فعل و كارى از برايش ميسر نباشد درست شد كه آنكه آن را ساخته قادر است و اگر غير اين جائز باشد هر آينه پرواز كردن از ما جائز باشد با فقدان آنچه پرواز بآن ميباشد از آلت و هر آينه دريافتن از براى ما صحيح باشد و اگر چه حاسه نداشته باشيم و آن را نيابيم و چون تجويز كردن اين خروج و بيرون رفتن از معقول بود اول كه ناتوانى خدا باشد در نامعقولى مثل آن خواهد بود.