اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣٣ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
را از آنچه آن را پنهان كند و بپوشاند.
«وتر» وتر فرد و يگانه است و هر چيزى كه فرد باشد آن را وتر ميگويند.
«نور» نور معنيش منير و نور بخش است و از اين است قول خداى عز و جل اللَّه نور السموات و الارض يعنى نور بخش از براى ايشان يعنى اهل اينها و فرمان دهنده و راهنماى ايشانست پس ايشان در مصالح خويش باو راه راست مييابند چنان كه در نور و روشنى راه راست مييابند پس اين توسع و مجاز است و نور روشنى است و خداى عز و جل از اين برتر است برترى بزرگ زيرا كه نورها حادث شدهاند و احداثكننده آنها قديمى است كه چيزى باو نميماند و بر وجه توسع و مجاز گفته شده كه قرآن نور است زيرا كه مردم در دين و كيش خويش بآن راه است مييابند چنان كه در رفتنگاهها و راههاى خويش بروشنى راه راست مييابند و باين معنى پيغمبر ٦ نور بود.
«وهاب» وهاب معروف است و آن از هبه است كه آنچه ميخواهند ببندگانش ميبخشد و بر ايشان منت ميگذارد بآنچه ميخواهد و از اينست قول خداى عز و جل يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ يعنى ميبخشد هر كه را ميخواهد دختران و ميبخشد هر كه را ميخواهد پسران.
ناصر و نصير ناصر و نصير بيك معنى است و نصرت حسن معونت و خوش يارى كردنست.
«واسع» واسع غنى است و سعه غنى است گفته مىشود كه فلانى عطاء ميكند از سعه يعنى از غنى و وسع توانگرى مرد است و توانائى آنچه در دست او است و گفته مىشود كه بر اندازه وسع خويش انفاق و خرج كن.
«ودود» ودود فعول بمعنى مفعول است يعنى دوست داشته شده چنان كه هيوب بمعنى مهيب گفته مىشود و هيوب و مهيب كسى است كه از وى ترسند و بآن اراده مىشود