اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٣٠ - «باب دهم» در بيان علم خدا و علم در لغت بمعنى دانستن است
امروز چيزى ميباشد كه در علم خداى عز و جل نبوده باشد فرمود نه بلكه در علم آن جناب بوده پيش از آنكه آسمانها و زمين را ايجاد كند.
حديث كرد ما را حسين بن احمد بن ادريس «رضى» گفت كه حديث كرد مرا پدرم گفت كه حديث كرد ما را ابراهيم بن هاشم از محمد بن اسماعيل بن بزيع از يونس از ابو الحسن از جابر كه گفت حضرت باقر ٧ فرمود كه خداى عز و جل نامهايش مبارك بوده و در علو كنه خويش برترى داشته يگانه ايست كه در توحيدش بيگانگى متوحد شده بعد از آن آن را بر خلقش جارى گردانيده پس او يگانه ايست پناه نيازمندان و پادشاهى بغايت پاكيزه كه هر چيزى او را مىپرستد و بسوى او قصد ميكند و بالاتر است از آنچه ما شايد بآن برسيم و پروردگار ما هر چيزى را فرو گرفته از روى علم.
حديث كرد ما را عبد اللَّه بن محمد بن عبد الوهاب گفت كه حديث كرد ما را احمد بن فضل بن مغيره گفت كه حديث كرد ما را ابو نصر منصور بن عبد اللَّه بن ابراهيم اصفهانى گفت كه حديث كرد ما را على بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را حسين بن بشار از أبو الحسن حضرت على بن موسى الرضا ٨ كه گفت او را سؤال كردم كه آيا خدا ميداند آن چيزى را كه موجود نشده آنكه اگر ميبود چگونه مىبود يا نميداند مگر آنچه را كه ميباشد و خواهد بود فرمود كه خداى تعالى عالم است بچيزها پيش از بودن چيزها خداى عز و جل فرمود كه إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ يعنى بدرستى كه ما چنان بوديم كه حافظان اعمال را امر بنوشتن ميكرديم يعنى ايشان را ميفرموديم تا مىنوشتند آنچه را كه بوديد كه ميكرديد چه مراد از كتاب ناطق بحق كه پيش از اين مذكور است كتاب مكنونست كه قلم بامر خدا آنچه را كه بوده و آنچه را كه خواهد بود تا روز قيامت در آن نوشته چنان كه از حضرت رسول ٦ و حضرت صادق ٧ مرويست و حضرت صادق ٧ فرمود كه آن كتاب مكنونى است كه همه نسخها از آنست و فرمود كه آيا شما عرب نيستيد پس چگونه معنى كلام را نمىشناسيد و يكى از شما بصاحب خويش ميگويد كه اين كتاب را استنساخ كن آيا چنان نيست كه آنچه مىنويسيد از كتاب ديگر از اصل باشد و اين قول خدا است كه إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ و از اهل دوزخ