اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٤ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
٦ فرمود كه خداى جل جلاله فرموده كه بمن نگرويده هر كه كلام مرا براى خود تفسير و بيان كرده و مرا نشناخته هر كه مرا بآفريدگانم تشبيه نموده و بر دين من نيست هر كه قياس را در دين من استعمال كرده و بكار داشته.
مترجم گويد كه قياس اثبات حكمى است از احكام شرع در فرعى بواسطه ثبوت آن در اصل بعلتى كه در ظاهر بنظر مىآيد كه آن علت باشد و فرقه اماميه در استعمال آن و اثبات حكمى از احكام شرعيه بآن بر منع اتفاق دارند مگر ابن جنيد كه بنا بر آنچه از او منقولست قياس را تجويز مينموده و احكام را بآن اثبات ميفرموده و لهذا كتبش در ميان ايشان متداول نشده و متروك شده با آنكه چنان كه مشهور است خوش تصنيف و خوش عبارت بوده و جماعتى قياس منصوص العله را كه شارع تصريح بعلت حكم فرموده باشد و همچنين قياس بطريق اولى را حجت ميدانند و بآن عمل ميكنند بجهت دليلى كه دارند و اين موضع مقام تحقيق آن و رد و قبول آن نيست و اما سنيان مطلق قياس را حجت ميدانند و بآن عمل مينمايند و جامع را بعقلى كه ندارند ميفهمند با آنكه امور محسوسه و منقوله را نميفهمند و غير از طائفه معتزله كسى ديگر از ايشان باين قائل نيست كه خوبى و زشتى چيزها عقلى است و اين تركيب بسى شباهت بتركيب شتر گاو پلنگ دارد مرا رسوا چنين ميبين و فكر خويشتن ميكن.
حديث كرد ما را ابو عبد اللَّه حسين بن محمد اشنانى رازى عدل در بلخ گفت كه حديث كرد ما را على بن مهرويه قزوينى از داود بن سليمان قرا از حضرت على بن موسى- الرضا از پدرش از پدرانش از على : كه فرمود رسول خدا ٦ فرمود كه توحيد و اقرار بيگانگى خدا نصف دين است چه هر گاه كسى هزار سال لا الله الا الله بگويد تا اقرار پيغمبرى محمد بن عبد الله ٧ نكند دين درست ندارد و نامش در جريده مسلمانى ثبت نشود تتمه حديث و روزى را بصدقه فرود آوريد چه در حديث ديگر وارد است كه چون فقير و درويش گرديد با خدا بصدقه تجارت كنيد.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل «رضى» گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ابى عبد الله برقى از داود بن قاسم