اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩٢ - «باب پنجاه و چهارم» در بيان استطاعت كه بمعنى توانائى است و بيان بطلان آن در حق بندگان و اثبات آن در باره ايشان باعتماد اختلاف معنى
عز و جل وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا كه باين چه قصد دارد فرمود كه هر كه در بدنش صحيح باشد و در راهش رها و او را توشه و حيوانى باشد كه بر آن سوار شود.
حديث كردند ما را پدرم و محمد بن حسن «رضى» گفتند كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى از عبد اللَّه بن حجال اسدى از ثعلبة بن ميمون از عبد الاعلى بن اعين از حضرت صادق ٧ كه در اين آيه لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ فرمود كه ايشان چنان بودند كه ميتوانستند كه بيرون روند و در علم خدا چنان بود كه اگر آنچه پيغمبر منافقان را بآن دعوت ميفرمود متاع نزديك و سفر ميانه بابى ميبود هر آينه ميكردند و ترجمه آيه اينست كه اگر آنچه ايشان را بآن دعوت ميكنى مال بىثبات دنياى نزديك بفراگرفتن بدون مشقت و سفرى كه ميانه است يعنى آسان و نزديك نه دور و با مشقت هر آينه پيروى ميكردند تو را بطمع مال و ليكن دور شد بر ايشان مسافتى كه بمشقت و زحمت قطع آن بايد كرد و زود باشد كه سوگند خوردند بخدا كه اگر ميتوانستيم هر آينه بيرون مىآمديم با شما و در مرافقت و موافقت جهد و كوشش مينموديم هلاك ميكنند نفسهاى خود را باين سوگند دروغ يعنى خود را مستحق عذاب ميسازند و خدا ميداند كه ايشان دروغگويانند در اينكه ميگويند چه استطاعت بيرون رفتن را دارند.
حديث كردند ما را پدرم و محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» گفتند كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عيسى از على بن عبد اللَّه از ابو محمد برقى از حضرت صادق ٧ كه در قول خداى عز و جل وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ فرمود كه خداى عز و جل ايشان را در قول خويش دروغگو يافت كه لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ و حال آنكه چنان بودند كه بيرون رفتن را توانائى داشتند.