اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٩٥ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
رنگ نشده بود و گوشه و كنارها از او برده شده و اندازهها از او دور شده بود و حس و شعور هر صاحب توهمى از او پوشيده و پنهانى بود كه پوشيده نبود چه كنه ذات و حقيقتش از خلق پنهان و آثارش هويدا و ظاهر است يا آنكه در كمال پنهانى نهايت ظهور دارد و ميتواند كه همه اينها بيان احوال آن نام مخلوق باشد بنا بر آنچه در بعضى از نسخ كافى است از افراد نام نه بنا بر آنچه در بعضى از نسخها است چون تمام نسخ توحيد از ذكر نامها بجاى نام و مؤيد اول است آنچه بعد از اين مذكور است كه پس آن نام را كلمه تمام و سخن كاملى گردانيد كه مشتمل بود بر چهار جزء كه هر يك از آن اجزاء نامى است با هم كه يكى از آنها پيش از ديگرى نبود پس سه نام از آن نامها را ظاهر گردانيد بجهت احتياج خلائق بسوى آنها و يك نام از آن نامها را محجوب و مستور ساخت و آن نامى است پوشيده از نظر جميع خلائق كه در خزانه علم خدا است كه غير از او كسى آن را نميداند و اين نامهاى سهگانه كه ظاهر شدند آنچه در ميانه آنها كمال ظهور دارد لفظ الله است تبارك و تعالى و حق سبحانه از براى هر نامى از اين نامها چهار ركن را رام و مسخر گردانيد پس آنچه مذكور شده دوازده ركن مىشود كه از ضرب سه در چهار و يا چهار در سه بهم ميرسد بعد از آن از براى هر ركنى از اين ركنهاى دوازدهگانه سى نام را آفريد كه هر يك از آنها دلالت ميكند بر فعلى از افعال او كه بآن ركنها منسوبند و مجموع سيصد و شصت نام مىشود و آن رحمان است و رحيم و ملك و قدوس و خالق و بارى و مصور و حى و قيوم و لا تأخذه سنة و لا نوم و عليم و خبير و سميع و بصير و حكيم و عزيز و جبار و متكبر و على و عظيم و مقتدر و قادر و سلام و مؤمن و مهيمن و بارى و منشى و بديع و رفيع و جليل و كريم و رازق و محيى و مميت و باعث و وارث پس اين نامها و آنچه از نامهاى نيكو يا نيكوتر آن جناب باشد غير از اينها تا آنكه سيصد و شصت نام تمام شود همه باين نامهاى سهگانه منسوبند و اين نامهاى سهگانه اركانند و آن يك نام مكنون و مخزون بواسطه اين نامهاى سهگانه و ظهور و كفايت اينها محجوب و مستور شده و اين معنى فرموده خداى تعالى است.