اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٩٨ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
كلمه عجز را از او دور نموده و عجز را غير از او قرار داده و همچنين قول تو كه ميگوئى كه خدا دانا است بهمين كلمه جهل را از او نفى كرده و جهل را غير او قرار داده چون خدا چيزها را نيست و نابود گرداند صورتهاى لفظى و معنوى و حروف هجاء و تقطيع آن را نيست و نابود كند و كسى كه هميشه عالم بوده منقطع و زائل نميشود آن مرد عرض كرد كه ما چگونه پروردگار خود را سميع و شنوا ناميديم فرمود زيرا كه آنچه بگوشها دريافته مىشود بر او پنهان نباشد و او را وصف نكرديم بگوشى كه در سر تعقل شود و همچنين او را بصير و بينا ناميديم زيرا كه آنچه بچشمها دريافته مىشود از رنگ و شخص و غير آن بر او پنهان نباشد و او را وصف نكرديم بنظر و نگريستن ملاحظه چشم و همچنين او را لطيف ناميديم بجهت علمش بچيز كوچك و ريزه چون پشه بسيار خورد و آنچه از آن خورد تراست و موضع نشو و نما يا شق و شكافتن و عقل و خواهش مجامعت نر با ماده و مهربان شدن بر فرزند خويش و فهمانيدن بعضى از آنها از بعضى و نقل كردن آنها خوردنى و آشاميدنى را بسوى فرزندان خويش در كوهها و بيابانها و رودخانهها و صحراهاى خشك بىآب و علف پس دانستيم كه خالق اينها لطيف است كه علم باين امور لطيفه دارد و خالق اين امور لطيفه است بدون چون و چگونگى و جز اين نيست كه كيفيت و چگونگى از براى مخلوق است كه بچون و چگونه متصف ميگردد و همچنين پروردگار ما قوى و توانا ناميده شده نه بقوت نفس كه از مخلوق معروف است يعنى زور و سخت گرفتن و حمله بردن و اگر قوتش قوت بطش و سختگيرى بود كه از خلق معروف است هر آينه تشبيه او بخلق واقع ميشد و احتمال زيادتى داشت و آنچه احتمال زيادتى داشته باشد احتمال نقصان دارد و آنچه ناقص و ناتمام باشد قديم نباشد و آنچه قديم نباشد عاجز و درمانده خواهد بود پس پروردگار ما تبارك و تعالى شبيه و ضد و همتا ندارد و او را چون و نهايت و قطرها نيست حرام است بر دلها كه او را ممثل و مصور سازند و بر وهمها و خيالها كه او را اندازه نمايند و بر انديشهاى خاطر كه هويت و ماهيت او را تصور كنند و بزرگوارتر از اينست كه هويات و صفات آفريدگان يا آلت ديدن و شنيدن كه در ايشانست در او باشد و عزيزتر از اين است كه علامتها و