اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩٠ - «باب پنجاه و چهارم» در بيان استطاعت كه بمعنى توانائى است و بيان بطلان آن در حق بندگان و اثبات آن در باره ايشان باعتماد اختلاف معنى
ميگويد كه عرض كردم فداى تو گردم اين خصلت را از برايم تفسير و بيان فرما فرمود آنست كه بنده گشاده راه و تندرست و سليم الاعضاء ميباشد و ميخواهد كه زنا كند و زنى را نمييابد كه با او زنا كند بعد از آن زن را مييابد كه با او زنا تواند كرد پس يا آنست كه خدا او را نگاه ميدارد و از زنا امتناع ميكند چنان كه يوسف امتناع فرمود يا او را در ميان او و ارادهاش رها ميكند و واميگذارد پس زنا ميكند و زناكننده ناميده مىشود و خدا باكراه و جبر اطاعت نشده و بغلبه نافرمانى نشده يا چنين كسى خدا را باكراه اطاعت نكرده چه او نفس خود را با همه اسباب نگاه داشته و آن جناب را بغلبه بر او نافرمانى نكرده چه غلبه در صورت اراده نداشتن گناهست باراده حتمى.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از حسين بن سعيد از حماد بن عيسى از حسين بن مختار از اسماعيل بن جابر از حضرت صادق ٧ كه فرمود خداى عز و جل خلق را آفريد و دانست آنچه را كه ايشان بسوى آن باز ميگردند و ايشان را امر فرمود و نهى نمود پس آنچه ايشان را بآن امر فرموده از هر چه باشد بحقيقت كه راه بسوى گرفتن و عمل كردن بآن را از براى ايشان قرار داده و آنچه ايشان را از آن نهى نموده راه بسوى ترك آن را از براى ايشان قرار داده و عملكنندگان بآن و ترككنندگان نباشند مگر باذن خداى عز و جل يعنى بعلم آن جناب.
حديث كرد ما را محمد بن حسن «رضى» گفت حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از حسين بن سعيد از فضالة بن ايوب از ابان بن عثمان از حمزة بن محمد طيار كه گفت حضرت صادق ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ فرمود سالمون يعنى مستطيعون كه عمل كردن بآن چه بآن امر شدهاند و ترك كردن چيزى را كه از آن نهى شدهاند و توانائى دارند و باين امتحان شدهاند بعد از آن فرمود كه چيزى نيست از آنچه بآن امر شدهاند و از آن نهى شدهاند مگر آنكه در آن از خداى عز و جل آزمايش و قضائيست.
حديث كردند ما را پدرم و محمد بن موسى بن متوكل «رضى» گفتند كه حديث