اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٠ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
او را نفى كند بطريقى كه ذكر شد او را انكار كرده و ربوبيت و پروردگاريش را برداشته و آن جناب را بيكار قرار داده يا باطل گردانيده و هر كه او را بغيرش تشبيه كند او را ثابت كرده بصفت آفريدگان كه مصنوعى چندند كه ربوبيت را سزاوار نباشند و ليكن چاره نيست از اثبات ذاتى بدون كيفيت كه غير او آن را استحقاق ندارد و در آن با او شركت نميشود و احاطه بآن ممكن نباشد و غير از او كسى آن را نميداند چه آن كيفيتى است خلاف آنچه ما ميدانيم سائل عرض كرد كه پس رنج و زحمت چيزها را بخودى خود ميكشد حضرت صادق ٧ فرمود كه آن جناب از آن بزرگوارتر است كه رنج و زحمت آفريدن چيزها را بكشد بمتوجه شدن و چاره و درمان نمودن زيرا كه اين تعب و مشقت صفت مخلوق است كه چيزها بسوى او نميآيد و حصول آنها از برايش ميسر نميشود مگر بمتوجه شدن و چاره كردن و خداى تعالى اراده و مشيتش روانست كه آنچه را اراده كند موجود مىشود و هر چه را خواسته باشد ميكند سائل عرض كرد كه پس او را خوشنودى و خشمى هست حضرت صادق ٧ فرمود آرى و ليكن آن بروشى نيست كه در آفريدگان يافت مىشود و بيانش آنست كه خوشنودى و خشم حالتى است كه بر صاحب اين دو صفت داخل مىشود و او را از حالتى بحالت ديگر نقل ميكند و اين صفت آفريدگان درمانده محتاج است و آن جناب تبارك و تعالى كه عزيز و رحيم است حاجتى ندارد بچيزى از آنچه آفريده و همه آفريدگانش باو محتاجند سائل عرض كرد كه پس قول خدا كه ميفرمايد الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى كه ظاهر ترجمهاش اينست كه خداوند رحمان بر عرش و تخت استواء دارد چه معنى دارد حضرت صادق ٧ فرمود كه باين خود را وصف فرموده و همچنين آن جناب مستولى و غالب بر عرش و از خلق خود جدا است بىآنكه عرش او را حامل و بردارنده باشد و نه آنكه عرش او را در بر داشته باشيد يا او را فرا گرفته باشد و نه آنكه عرش گذارنده عرش است و از اين آنچه فرموده ميگوئيم كه آن جناب حامل عرش و نگاه دارنده عرش است و از اين آنچه فرموده ميگوئيم كه وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ يعنى فرا رسيده است كرسى او كه مراد از آن علم است همه آسمانها و زمين را پس ثابت نمديم از عرش و كرسى آنچه را كه ثابت نمانده و نفى كرديم كه عرش