اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٩٣ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
كه عقل در آن بجهت دورى از فهم چشم فرو خوابانيده و آن را نمىبيند و بآنچه مطلوب است نميرسد و نهايت عمق و لطافت بهمرسانيده كه وهم و خيال درك آن نميتواند نمود پس همچنين خداى تبارك و تعالى لطافت دارد از آنكه او را بحد و اندازه درك نمايند يا او را بوصفى تعريف كنند و لطافتى كه ما داريم كوچكى و كمى است پس اين اسم ما را جمع نموده و معنى مختلف است.
اما خبير در باب خدا بمعنى آنست كه چيزى از او پوشيده نباشد و از او فوت نشود نه بجهت تجربه و اعتبار كه بانديشه و فكر در پى آن كه رفته باشد زيرا كه در نزد تجربه و اعتبار دو علم است يكى تجربى كه ضرورى و بديهى است و ديگرى اعتبارى كه بفكر احتياج دارد و اگر چنان كه تجربه و اعتبار نميبودند چيزى را نميدانست زيرا كه هر كه چنين باشد جاهل خواهد بود و خداى تبارك و تعالى هميشه بآنچه آفريده خيبر و آگاه بوده و ميباشد و خيبر از مردمان آنست كه بعد از جهل خبير و آگاه شده باشد و متعلم است كه از تعليم و تجربه و امتحان چيزى مىآموزد و اين اسم ما را جمع نموده و معنى مختلف است و اما ظاهر در باب خدا نه از اين راهست كه بر بالاى چيزها بر آمده باشد بآن كه در بالاى آن سوار شده باشد يا بر آن نشسته باشد يا با على مرتبه آن بالا رفته باشد و ليكن ظهورش بجهت قهر و غلبه او بر همه چيز است و قدرتى كه بر آنها دارد چه همگى مقهور قدرت اويند چنان كه مردى ميگويد كه ظهرت على اعدائى يعنى بر دشمنانم غالب شدم و اظهرنى الله على خصمى يعنى خدا مرا بر دشمنم غالب گردانيد و لهذا حضرت در بيان معنى اين دو عبارت فرموده كه اين قائل خبر ميدهد از فيروزى و غلبه خويش پس همچنين است ظهور خدا بر دشمنان و ظهور خدا را وجهى ديگر است و آن اينست كه خدا ظاهر و آشكار است براى آنكه او را اراده نمايد و چيزى بر او پوشيده و پنهان نيست و تدبير ميفرمايد هر چه را كه آفريده پس كدام ظاهرى از خداى تبارك و تعالى ظاهرتر و روشنتر است زيرا كه تو در هر جا كه رو آورى غير از صنعت او چيزى را مشاهده ننمائى و از آثار قدرتش آنقدر در تو هست كه تو را بس باشد و احتياج بغير آن نداشته باشى و ظاهر از ما آنست كه بخود آشكارا باشد و آنكه او را بحدش بشناسند پس اين اسم ما را جمع