اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩٩ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
عرب ميگويند كه و اللَّه لا ينظر الينا فلان يعنى بخدا سوگند كه فلانى بسوى ما نظر نميكند و جز اين نيست كه بآن اين را قصد دارند كه از جانب او خوبى بما نميرسد پس اين نظر در اينجا از خداى تبارك و تعالى است بسوى خلقش چه نظرش بسوى ايشان رحمت از براى ايشانست آن مرد عرض كرد كه اندوه را از من بردى خدا اندوه را از تو ببرد يا امير المؤمنين و گروهى را از من گشودى پس خدا مزد تو را بزرگ گرداند حضرت فرمود و اما قول آن جناب كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ جز اين نيست كه اين را قصد دارد كه روز قيامت ايشان از ثواب پروردگار خويش محجوباند و قول آن جناب أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذا هِيَ تَمُورُ و قول آن جناب وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ و قول آن جناب الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى و قول آن جناب وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ و قول آن جناب وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ خداى تبارك و تعالى همچنين است در حالى كه پاك و پاكيزه است كه از او جارى شود آنچه از آفريدگان جارى مىشود و او است لطيف آگاه و از ان بزرگوارتر و بزرگتر است كه چيزى از آنچه بر خلقش فرود مىآيد بر او فرود آيد و هر رازى را حاضر است و او است كه بر هر چيزى وكيل است و هر چيزى را آسانكننده و همه چيزها را تدبير نماينده و خدا از آن برترى دارد كه بر عرش خود باشد برترى بزرگ و اما قول آن جناب وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا و قول آن جناب وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ و قول آن جناب هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ و قول آن جناب هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ پس بدرستى كه اين حق است چنان كه خداى عز و جل فرموده و او را آمدنى نيست چون آمدن خلائق و تو را اعلام كردم كه بسا چيزى هست از كتاب خدا كه تاويلش بر غير تنزيل آنست و بسخن آدميان نميماند و بزودى تو را بپاره از آن خبر دهم و تو اكتفاء كنى ان شاء الله و از اينست قول ابراهيم ٧ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ يعنى بدرستى كه من روندهام بسوى پروردگار خود بزودى مرا راه راست خواهد نمود پس رفتن آن حضرت بسوى پروردگارش توجه او است بسوى آن جناب از روى عبادت و اجتهاد