اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩١ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
آنكه ايمان كافر و توبه فاسق در آن روز قبول نباشد پس يك بار ميگويد كه يأتي ربك و بار ديگر ميگويد كه يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ پس اين يا امير المؤمنين چگونه مىشود و چگونه شك نكنم در آنچه مىشنوى حضرت فرمود كه واى بر تو آنچه را كه در آن شك كرده بياور گفت و خداى جل جلاله را مىيابم كه ميگويد بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ يعنى بلكه ايشان بلقاى پروردگار خويش كافرند و مؤمنان را ذكر كرده و گفته است كه الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ يعنى آنان كه ظن دارند كه ايشان ملاقاتكنندگان پروردگار خويشاند و آنكه ايشان بسوى او باز گردندگانند تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ يعنى درود دادن خدا اهل ايمان را روزى كه او را ملاقات ميكنند سلام است و گفته است كه مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ يعنى هر كه چنان باشد كه لقاى خدا را اميد داشته باشد پس بدرستى كه مدتى كه خدا مقرر فرموده هر آينه آينده است و گفته است كه فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً يعنى پس هر كه چنان باشد كه لقاى پروردگار خود را اميد داشته باشد پس بايد كه بكند كارى را كه شايسته و پسنديده خدا باشد پس يك بار خبر ميدهد كه ايشان او را ملاقات ميكنند و بلقاى او ميرسند و بار ديگر ميگويد كه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ و بار ديگر ميگويد كه وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً پس اين يا امير المؤمنين چگونه مىشود و چگونه شك نكنم در آنچه ميشنوى حضرت فرمود كه واى بر تو آنچه را كه در آن شك كرده بياور گفت و خداى تبارك و تعالى را مييابم كه ميگويد كه وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها يعنى و گناهكاران آتش دوزخ را ببينند پس ظن بهمرسانند كه ايشان افتادگان و در آيندگان در آنند و گفته است كه يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ يعنى در آن روز خدا تمام بدهد ايشان را جزاى ايشان كه سزاوار و در خور ايشان باشد و بدانند كه خدا او است ثابت بذات خود و پيدا بالوهيت و ظاهر بقدرت بر عقوبت و مثوبت بر وجهى كه هيچ كس در اين صفات شريك او نيست و گفته است وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا يعنى و ظن ميبرديد بخدا ظنهاى مختلف و انواع گمانها را پس يك بار خبر ميدهد كه ظن و