اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٧ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
در آنها ثابت گردانيده شده و از آنها دليل بيرون آورده شده چنان كه آب از چاه بيرون مىآورند و بآنها اقرار و اعتراف شناخته شده و بعقلها تصديق بخدا اعتقاد مىشود و باقرار ايمان باو كامل ميگردد و هيچ ديندارئى نيست مگر بعد از معرفت و معرفتى نيست مگر باخلاص و اخلاص بكسر همزه خالص و پاك كردنست و با كسى دوستى بىريا داشتن و عبادت بىريا كردن و دين بىريا داشتن حاصل آنكه اخلاص آنست كه از غير خدا مبرا باشد و روى دل با جناب حق تعالى داشته باشد و هر كار كه كند و هر گفتار كه بگويد قطع نظر از خلق خدا كند و بمدح و ذم ايشان التفات ننمايد و با تشبيه اخلاصى نيست و با اثبات صفات زائده نفى غير نيست بجهت دوئيت پس هر چه در آفريده است در آفريننده آن يافت نميشود و هر چه در آن ممكن باشد در كردگارش ممتنع باشد حركت و سكون بر او جارى و روان نشود و چگونگى بر او جارى شود آنچه آن جناب آن را جارى ساخته يا بسويش برگردد آنچه او آن را آغاز فرموده در آن هنگام ذاتش متفاوت شود و كنه و پايانش صاحب اجزاء گردد و معنيش از ازل امتناع ورزد و آفريننده را معنى غير از آفريده شده نباشد و اگر پسى از برايش اندازه شود آن هنگام پيشى از برايش اندازه شود و اگر تمامى از برايش طلب شود آن هنگام او را نقصانى لازم آيد چگونه هميشگى را سزاوار باشد كسى كه از حدوث امتناع ندارد و چگونه چيزها را ايجاد ميكند كسى كه از ايجاد و موجود شدن امتناع ندارد چه آن هنگام علامت و نشانه مصنوع كه ديگرى او را ساخته در او برپا شود بعد از آنكه مدلول عليه بوده كه غير بر او دليل بوده دليل گردد كه بر غير دلالت كند در محل گرديدن و جولان گفتار حجتى نيست و نه در سؤال كردن از او جوابى و نه در معنى آن از براى خدا تعظيمى و نه در جدائيش از آفريدگان ستمى مگر بامتناع آنكه ازلى كه است كه هميشه بوده از اينكه دو تا شود و آنچه آغازى ندارد از آنكه آغازش شود نيست خدائى مگر خدائى كه برتر است از حد و هم و بزرگتر است از انديشه فهم دروغ گفتند آنها كه چيزى را با خدا برابر كردند و گمراه شدند گمراهى دو رو زيان كردند زيانى هويدا و خدا صلوات فرستد بر محمد كه پيغمبر او است و آل آن حضرت كه پاكانند.