اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩٢ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
گمان دارند و يك بار خبر ميدهد كه ايشان علم دارند و ميدانند و ظن شك است پس اين يا امير المؤمنين چگونه مىشود و چگونه شك نكنم در آنچه مىشنوى حضرت فرمود كه واى بر تو آنچه را كه در آن شك كرده بياور گفت و خداى تعالى ذكره را مىيابم كه ميگويد قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ يعنى بگو كه تمام فرا گيرد يا بميراند شما را فرشته مرگ يعنى عزرائيل كه گماشته شده است بر شما بسوى پروردگار خويش باز گردانيده ميشويد و گفته است كه اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها يعنى خدا قبض ميكند و مىميراند جانها را در هنگام مردن آنها و گفته است كه تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ يعنى مىميرانند او را فرستادگان ما و ايشان تفريط و كوتاهى نميكنند و گفته است كه الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ يعنى آنان كه ميميرانند ايشان را فرشتگان در حالتى كه آن كسان ستمكارانند بر نفسهاى خويش پس اين يا امير المؤمنين چگونه مىشود و چگونه شك نكنم در آنچه مىشنوى و بحقيقت كه هلاك شدهام اگر مرا رحم نكنى و سينهام را از برايم نگشائى در آنچه اميدى هست كه آن بر دستهاى تو جارى شود پس اگر پروردگار عالم تبارك و تعالى حق باشد و كتاب خدا حق و رسولان حق باشند بحقيقت كه من هلاك شدهام و زيان كردهام و اگر رسولان باطل باشند بر من باكى نيست و نجات يافتهام على ٧ فرمود كه پاك و پاكيزه است پروردگار ما پاك و پاكيزه است و تبارك و متعالى است علوى بزرگ شهادت ميدهيم كه او است دائمى كه بر طرف نميشود و هميشه خواهد بود و در او شك نميكنيم و چيزى مثل او نيست و او است شنواى بينا و كتاب خدا حق است و رسولان حقاند و ثواب و عقاب حق است پس اگر زيادتى ايمان بتو روزى شود يا از آن محروم شوى بدرستى كه آن بدست خدا است اگر خواهد تو را روزى كند و اگر خواهد تو را از آن محروم كند ليكن بزودى آنچه را كه در آن شك كرده بتو اعلام كنم و بياموزانم و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ پس اگر خدا بتو خير و خوبى را اراده كند تو را بعلمش اعلام فرمايد و ثابت بدارد و اگر آن بد باشد گمراه گردى و هلاك شوى اما قول آن جناب نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ جز اين نيست كه اين را قصد دارد كه خدا را در دار دنيا