اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٥٠ - «باب سىام» در بيان اينكه قرآن چه چيز است
كرد ما را محمد بن عيسى بن عبيد يقطينى گفت كه حضرت على بن محمد بن على بن موسى الرضا : بسوى بعضى از شيعيانش نوشت در بغداد كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خدا ما و تو را از فتنه و آزمايش نگاه دارد پس اگر چنين كند و نگاه دارد آن چه نعمت بزرگيست يا نعمتهاى خود را بآن بزرگ گردانيده و اگر نكند همان عين هلاكت و نابوديست ما چنان ميبينيم و اعتقاد داريم كه جدال و بحث در قرآن بدعتى است كه سائل و مجيب در آن شركت دارند پس سائل ميگيرد آنچه را كه از براى او نيست و مجيب تكلف ميكند آنچه را كه بر او نيست و كسى و چيزى خالق نيست مگر خداى عز و جل و آنچه غير او باشد مخلوق است و قرآن كلام خدا است و از برايش از نزد خود نامى قرار مده كه از جمله گمراهان باشى بگرداند خدا ما و تو را از آنان كه از پروردگار خود مىترسند در نهانى و ايشان از قيامت ترسانند.
حديث كرد ما را حسين بن ابراهيم بن احمد بن هشام مؤدب «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن اسماعيل برمكى گفت كه حديث كرد ما را عبد الله بن احمد گفت كه حديث كرد مرا سليمان بن جعفر جعفرى گفت كه به ابو الحسن حضرت موسى بن جعفر ٧ عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه در باب قرآن چه ميفرمائى چه كسانى كه در نزد ما هستند يا پيش از ما بودهاند در آن اختلاف كردهاند پس گروهى گفتند كه آن مخلوق است و گروهى ديگر گفتند كه آن مخلوق نيست حضرت ٧ فرمود آگاه باش كه من در آن آنچه ايشان ميگويند نميگويم و ليكن ميگويم كه آن كلام خدا است.
حديث كرد ما را على بن احمد بن عمران دقاق «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن اسماعيل برمكى گفت كه حديث كرد ما را جعفر بن سليمان جعفرى گفت كه حديث كرد ما را ابو عبد اللَّه بن فضل هاشمى از سعد خفاف از اصبغ بن نباته كه گفت چون امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ بر سر خوارج ايستاد و ايشان را پند داد و متذكر ساخت و ايشان را از جنگ ترسانيد بايشان فرمود كه شما از من هيچ چيز را ناخوش نداريد