اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٥٢ - «باب سىام» در بيان اينكه قرآن چه چيز است
گفته و ما قرآن را مفصل و موصل يافتيم كه بعضى از آن ببعضى پيوند و بعضى از آن از بعضى جدا است و بعضى از آن غير از بعضى ديگر و بعضى از آن پيش از بعضى است چون ناسخى كه از منسوخ متاخر باشد پس اگر آنچه اينك صفت آنست حادث نباشد دلالت بر حدوث محدثات باطل شود و اثبات محدث و پديد آورنده آنها بتناهى و تفرق و اجتماع آنها متعذر و محال باشد و چيز ديگر و آن اينست كه عقول شهادت دادهاند و امت اجماع كردهاند كه خداى عز و جل در اخبارش صادق است و معلوم است كه دروغ آنست كه خبر دهد بودن آنچه نبوده باشد و خداى عز و جل از فرعون و قولش خبر داده كه أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى يعنى منم پروردگار شما و متولى.
همه امور شما كه بزرگتر و برترم از همه شما و از خدايان ديگر كه بهر كه ميخواهم ضرر ميتوانم رسانيد و هيچ كس ضرر بمن نتواند رسانيد پس هيچ خداى از من برتر نباشد و از نوح خبر داده كه آن حضرت پسرش را آواز داد و او بر كرانه از كشتى دور ايستاده بود كه يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ يعنى اى پسرك من سوار شود در كشتى با ما و مباش از ناگرويدگان تا غرق نشوى پس اگر اين قول و اين خبر قديم باشد پيش از فرعون و پيش از گفتنش آنچه را كه از او خبر داده خواهد بود و اينكه دروغ است و اگر يافت نشده باشد مگر بعد از آنكه فرعون اين را گفته باشد پس آن حادث است زيرا كه آن موجود شده بعد از آنكه نبوده و امر ديگر و آن اين است كه خداى عز و جل فرموده كه وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ يعنى و هر آينه اگر خواهيم هر آينه ببريم آن چيزى را كه وحى كردهايم بسوى تو و قول آن جناب ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها يعنى هر چه منسوخ ميكنيم از آيتى آيات قرآن بر وفق مصلحت خلقان و مقتضاى زمان يا فراموش ميگردانيم آن را و از دلهاى ميبريم مىآوريم بهتر از آن آيه منسوخ را در نفع بندگان يا مثل و مانند آن و آنچه مثل دارد يا جائز است كه بعد از وجودش معدوم شود لا محاله حادث است و تصديق اين آن چيز است كه استاد ما محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» آن را در جامع خويش اخراج نموده