اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤ - «باب اول» در بيان ثواب موحدان و عارفان
ندارند برپاداشتن جسم خوردى در اجسام در هواء بىستون و بىآلت تا بآن خالق آسمانها و زمين و باقى اجسام را بشناسند كه او بآنها شباهت ندارد و آنها باو شباهت ندارند در باب قدرت و ملك خدا.
و اما ملكوت آسمانها و زمين مالك بودن خدا است آنها را و كمال توانائيش بر آنها و باين اراده فرموده است كه آيا نظر نكردند و تفكر ننمودند در ملكوت آسمانها و زمين يعنى در آفريدن خداى عز و جل آنها را بر آنچه آنها را بر آن مشاهده مينمايند تا بدانند كه خداى عز و جل مالك آنهاست و بر آنها كمال قدرت دارد زيرا كه آنها مملوك و مخلوقند و همه آنها در تحت قدرت و سلطنت و مملكت اويند پس نظر ايشان را در آسمانها و زمين و در آفريدن خدا آنها را نظر در ملكوت آنها و در مالك بودن خدا آنها را قرار داده زيرا كه خداى عز و جل نمىآفريند مگر آنچه را كه مالك آن باشد و بر آن توانائى داشته باشد و مقصود آن جناب از قولش وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يعنى از انواع خلقش آنست كه در آن نظر نكردند تا بآن استدلال كنند بر اينكه خدا خالق آنها است و آنكه او اولويت دارد بخدائى از اجسامى كه از سر نو پديد آورده شدهاند و ديگرى ايشان را آفريده.
حديث كرد ما را پدرم (رضي الله عنه) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از يعقوب بن يزيد از محمد بن عمير از محمد بن حمران از امام جعفر صادق ٧ كه فرمود «هر كه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بگويد از روى اخلاص داخل بهشت شود و اخلاصش آنست كه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ او را مانع شود از آنچه خداى عز و جل حرام گردانيده».
حديث كرد ما را پدرم (رضي الله عنه) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى و حسين بن على كوفى و ابراهيم بن هاشم همه ايشان از حسين بن سيف از سليمان بن عمرو از مهاجر بن حسين از زيد بن ارقم از پيغمبر ٦ كه فرمود «هر كه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بگويد از روى اخلاص داخل بهشت شود و اخلاصش آنست كه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ او را باز دارد از آنچه خداى عز و جل حرام گردانيده».
حديث كرد ما را ابو على حسن بن على بن محمد بن على بن عمرو طائى رحمة اللَّه در