اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥ - «باب اول» در بيان ثواب موحدان و عارفان
بلخ گفت كه حديث كرد ما را محمد بن محمود گفت كه حديث كرد ما را عمران از مالك بن ابراهيم بن طهمان از حصين از اسود بن هلال از معاذ بن جبل كه گفت با پيغمبر ٦ همراه يا رديف آن حضرت بودم پس فرمود كه «اى معاذ آيا ميدانى كه حق خداى عز و جل بر بندگان چيست و اين سخن را سه مرتبه فرمود عرض كردم كه خدا و رسولش داناترند و ايشان بهتر ميدانند رسول خدا فرمود كه حق خداى عز و جل بر بندگان آنست كه چيزى را با او شريك نسازند بعد از آن حضرت ٧ فرمود آيا ميدانى حق بندگان بر خداى عز و جل چيست چون اين را بجا آورند معاذ گفت كه گفتم خدا و رسولش بهتر ميدانند فرمود آنست كه ايشان را عذاب نكند يا فرمود آنست كه ايشان را داخل آتش دوزخ نگرداند».
حديث كرد ما را ابو احمد حسن بن عبد اللَّه بن سعيد عسكرى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن احمد بن حمران قشيرى گفت كه حديث كرد ما را ابو الجريش احمد بن عيسى كلابى گفت كه حديث كرد ما را موسى بن اسماعيل بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ٧ در سال دويست و پنجاهم گفت كه حديث كرد مرا پدرم از پدرش از جدش جعفر بن محمد از پدرش از پدرانش از على : در شرح قول خداى عز و جل هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ كه على ٧ فرمود «شنيدم از رسول خدا ٦ كه ميفرمود خداى عز و جل فرموده است كه جزاى كسى كه بر او انعام كردم بتوحيد چيزى نيست مگر بهشت» و ترجمه آيه اينست كه جزاى نيكى چيزى نيست مگر نيكى، يعنى البته غير از آن نباشد.
حديث كرد ما را حاكم عبد الحميد بن عبد الرحمن بن حسين گفت كه حديث كرد ما را ابو يزيد بن محبوب مزنى گفت كه حديث كرد ما را حسين بن عيسى بسطامى گفت كه حديث كرد ما را عبد الصمد بن عبد الوارث گفت كه حديث كرد ما را شعبه از خالد حذاء از ابو بشير عنبرى از حمران از عثمان بن عفان گفت كه رسول خدا ٦ فرمود كه «هر كه بميرد در حالى كه بداند خدا حق است داخل بهشت شود.» حديث كرد ما را حمزه بن محمد بن احمد بن جعفر بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب : گفت كه خبر داد مرا على بن ابراهيم بن هاشم گفت كه