اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٣٨ - «باب يازدهم» در بيان صفات ذات و صفات افعال
ندارد مگر به پروردگار خويش پس هر كه گمان كند كه قوت دارد بر كارى كه خداى عز و جل آن را نخواسته بحقيقت كه گمان كرده كه ارادهاش بر اراده خدا كه پروردگار عالميانست غالب مىشود.
(مترجم گويد) كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه معنى اين آنست كه هر كه گمان كند كه قوت دارد بر كارى كه خدا نخواسته است كه او را بر آن قوت دهد بحقيقت كه گمان كرده كه ارادهاش بر اراده خدا غالب مىشود و بزرگوار و برتر است پروردگار عالميان.
حديث كرد ما را محمد بن على ماجيلويه «ره» گفت كه حديث كرد مرا عمويم محمد بن ابى القاسم گفت كه حديث كرد مرا محمد بن على صيرفى كوفى گفت كه حديث كرد مرا محمد بن سنان از ابان بن عثمان احمر كه گفت بحضرت صادق ٧ عرض كردم كه مرا خبر ده از خداى تبارك و تعالى كه پيوسته شنواى بيناى داناى توانا بوده فرمود آرى بآن حضرت عرض كردم كه مردى كه دوستى شما اهل بيت را بخود نسبت ميدهد و آن را بر خود مىبندد ميگويد كه خداى تبارك و تعالى پيوسته شنوا بوده بگوش و بينا بوده بچشم و دانا بوده بعلم و توانا بوده بقدرت حضرت ٧ غضب فرمود بعد از آن فرمود كه اين را بگويد و باين ديندارى كند مشرك است و از ولايت و دوستى ما بر هيچ نيست بدرستى كه خداى تبارك و تعالى ذاتى است كه داناى شنواى بيناى توانا يعنى اين صفات عين ذات خدا باشد و زائد بر ذات نيست چنان كه در مخلوقين صفات زائد بر ذات ايشانست و از اينجا است كه فرمودهاند كه كمال توحيد نفى صفات است از آن جناب.
حديث كرد ما را حمزه بن محمد علوى «ره» گفت كه خبر داد ما را على بن ابراهيم از محمد بن عيسى بن عبيد از حماد از حريز از محمد بن مسلم از حضرت باقر ٧ كه فرمود از صفت قديم آنست يا در صفت قديم فرمود كه آن جناب يگانه و پناه محتاجانست و احدى المعنى است كه معانى كثيره مختلفه نيست كه سر بهم آورده باشد از جهت تعدد در ذات و صفات نه در خارج و نه در ذهن راوى ميگويد كه عرض كردم فداى تو گردم گروهى از مردم عراق گمان ميكنند كه خدا مىشنود بغير آنچه مىبيند و مىبيند بغير آنچه مىشنود