اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١٣ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
داخل ميكنند و معنى آن اين است كه خدا دانا است بنهايتهاى ايشان نه آنكه آن جناب عز و جل باطن و نهان مىشود در چيزى كه او را بپوشاند.
«حى» حى معنيش آنست كه خدا فعالى است مدبر كه كارها از او سر ميزند و تدبير آنها ميفرمايد و او زنده است بخودى خود كه مردن و نيستى بر او روا نباشد و بحياتى كه بآن زنده باشد احتياج ندارد «حكيم» حكيم معنيش آنست كه خدا عالم است و حكمت در لغت علم است و از اينست قول خداى عز و جل يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ يعنى ميدهد خدا حكمت را بهر كه ميخواهد از كسانى كه طالب ارشادند و حكمت علمى است كه بآن ميان القاى رحمانى و وسوسه شيطانى تميز توان كرد و غير از اين نيز گفتهاند و معنى دويم آن كه خدا محكم و استوار كار است و افعالش محكم و متقن و استوار است از فساد و تباهى و قد حكمة و احكمته دو لغت است و هر دو باين معنى است كه آن را استوار و منع از فساد كردم و حكمه لجام بفتح حاء و كاف و آن چيزيست كه احاطه ميكند بكام حيوان يعنى حلقه آهنين كه در دهنه لجام كنند باين نام ناميده شده زيرا كه آن حيوان را از روان شدن سخت منع ميكند «عليم» عليم معنيش آنست كه خدا بخودى خود دانا است و نهانيها را ميداند و بر انديشها كه در خاطر گذرد اطلاع دارد و هيچ نهانى بر او پنهان نباشد و همسنگ ذره از او دور نشود چه چيزها را دانسته پيش از حدوث آنها و بعد از آنكه آنها را احداث فرموده و نهان و آشكار و ظاهر و باطن آنها را دانسته و در علم آن جناب عز و جل بچيزها بر خلاف علم خلق دليل است بر اينكه او تبارك و تعالى بر خلاف ايشانست در همه معانى ايشان و خدا دانا است بخودى خود و دانا كسى است كه كار محكم و متقن يعنى استوار از او درست باشد پس گفته نميشود كه آن جناب چيزها را بعلم و دانش ميداند چنان كه قديمى غير از او با او ثابت نميشود بلكه گفته مىشود كه او ذاتى است دانا و همچنين در همه صفات ذاتش گفته مىشود.