اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٠٦ - «باب هشتم» در ذكر آنچه در باب ديدن خداوند وارد شده
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» گفت كه حديث كرد ما را ابراهيم بن هاشم از ابن ابى عمير از مرازم از حضرت صادق ٧ كه گفت شنيدم از آن حضرت كه ميفرمود رسول خدا ٦ پروردگار خودش عز و جل را بدل خويش ديد و تصديق اين آن چيزى است كه حديث كرد ما را بآن محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفا را از محمد بن حسين بن ابى الخطاب از محمد بن فضيل كه گفت بحضرت كاظم ٧ عرض كردم كه آيات رسول خدا ٦ پروردگار خودش عز و جل را ديد فرمود آرى او را بدلش ديد آيا نشنيدهاى كه خداى عز و جل ميفرمايد كه ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى بآن معنى كه گذشت و حضرت فرمود كه او را بديده نديد و ليكن او را بدل ديد.
حديث كرد ما را پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از قاسم بن محمد اصفهانى از سليمان بن داود منقرى از حفض بن غياث يا غير او كه گفت حضرت صادق ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى كه ترجمه آن در باب هشتم از اين كتاب گذشت و در باب سى و ششم نيز مذكور مىشود و حضرت فرمود كه جبرئيل ٧ را و بر ساق پايش مرواريد بود مانند قطرههاى باران كه بر تره باشد و او را ششصد بال بود كه ما بين آسمان تا زمين را پر كرده بود حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن هرون صوفى گفت كه حديث كرد ما را عبيد اللَّه بن موسى رؤيانى گفت كه حديث كرد ما را عبد العظيم بن عبد اللَّه بن على بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب : از ابراهيم بن ابى محمود كه گفت حضرت على بن موسى الرضا ٧ در شرح قول خداى عز و جل وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ كه ترجمهاش اينست كه روئى چند در آن روز تازه است بسوى پروردگار خود نگرانست فرمود كه يعنى آن رويها تابان و درخشانست و ثواب پروردگار خود را مىنگرد يا انتظار آن دارد.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «ره» گفت كه