اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١١٤ - «باب هشتم» در ذكر آنچه در باب ديدن خداوند وارد شده
آن گفتند كه اگر خدا را سؤال ميكردى كه خود را بتو بنمايد كه بسوى او نظر كنى هر آينه تو را اجابت ميفرمود و تو ما را خبر ميدادى كه آن جناب چگونه است پس ما او را مىشناختيم چنان كه حق معرفت و شناخت او است موسى ٧ فرمود كه اى قوم من بدرستى كه خدا بديدها ديده نميشود و او را كيفيت و چگونگى نيست و جز اين نيست كه بآياتش شناخته مىشود و او را بعلاماتش ميدانند گفتند كه هرگز تو را تصديق نخواهيم كرد تا آنكه از او سؤال كنى موسى ٧ عرض كرد كه اى پروردگار من بدرستى كه تو گفتار بنى اسرائيل را شنيدى و تو داناترى بصلاح ايشان خداى عز و جل بسوى او وحى فرمود كه اى موسى آنچه را كه از تو سؤال كردهاند از من سؤال كن كه من هرگز تو را بجهل و نادانى ايشان مؤاخذه و بازخواست نخواهم كرد پس موسى در نزد اين نويد بعرض رسانيد كه پروردگارا طلعت خود را بمن بنما تا بسويت نظر كنم فرمود كه هرگز مرا نخواهى ديد و ليكن نظر بسوى اين كوه كن پس اگر قرار گيرد و در جاى خود ثابت بماند و حال آنكه آن فرو ميرود پس بزودى مرا خواهى ديد و چون پروردگارش از براى آن كوه تجلى نمود بنشانه از نشانهايش آن را ريزه ريزه گردانيد و موسى بيهوش بر رو در افتاد و آن هنگام كه بهوش باز آمد گفت پاك و منزه مىشمارم تو را تبت اليك ميگويد كه بازگشتم بسوى معرفتم بتو از جهل قومم و من اول مؤمنان از ايشانم باينكه تو ديده نميشوى. مأمون گفت كه از براى خدا است خوبى تو يا ابا الحسن كه مؤلف ميگويد كه اين حديث طوى دارد و ما از آن موضع حاجت را فرا گرفتيم و اين را بتمامه در كتاب عيون اخبار الرضا اخراج كردهام و اگر همه اخبارى را كه در معنى ديدن خدا روايت شده ايراد مينموديم كتاب بذكر و شرح آنها و اثبات صحت آنها طول ميكشيد و كسى كه خداى تعالى ذكره او را از براى راه راست توفيق داده بهمه آنچه از ائمه : باسانيد صحيحه وارد مىشود ايمان آورد و از براى ايشان تسليم كند و در آنچه بر او مشتبه شود امر را بسوى ايشان برگرداند زيرا كه قول ايشان قول خدا و امر ايشان امر خدا است و ايشان نزديكترين خلقاند بسوى خداى عز و جل و داناترين ايشان باو صلوات الله عليهم اجمعين.