اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٩٦ - «باب هفتم» در بيان اينكه خداى تبارك و تعالى چيزيست
هر چه وهم تو بر آن واقع شود و آن را بقوه وهميه ادراك نمائى بادراك كلى از هر چه باشد خداى تعالى خلاف آنست و چيزى باو شباهت ندارد و وهمها او را در نيابند و چگونه وهمها او را دريابند و حال آنكه آن جناب خلاف آن چيزيست كه تعقل مىشود و غير آن چيزيست كه در وهمها متصور ميگردد جز اين نيست كه چيزى توهم مىشود كه معقول و محدود نيست.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى از محمد بن اسماعيل برمكى از حسين بن حسن از بكر بن صالح از حسين بن سعيد كه گفت از حضرت جواد ٧ سؤال شد كه جائز است كه از براى خدا گفته شود كه آن جناب چيزيست فرمود آرى بيرون ميبرد او او را از دو حد يكى حد تعطيل و ديگرى حد تشبيه.
حديث كرد ما را جعفر بن محمد بن مسرور رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد جعفر بن بطه گفت كه حديث كردند مرا چند نفر از اصحاب ما از محمد بن عيسى بن عبيد كه گفت امام رضا ٧ بمن فرمود كه چه ميگوئى چون بتو گفته شود كه مرا خبر ده از خداى عز و جل كه آيا آن جناب چيزيست يا هيچ چيز نيست محمد ميگويد كه بآن حضرت عرض كردم كه خداى عز و جل خودش را چيزى ثابت نموده در آنجا ميفرمايد قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ يعنى بگو كه چه چيز بزرگتر است از روى شهادت و گواهى بگو كه خدا گواهست در ميان من و ميان شما و ميگويم كه آن جناب چيزيست نه چون چيزها زيرا كه در نفى چيز بودن از او ابطال و نفى او است حضرت بمن فرمود كه راست گفتى و درست يافتى بعد از آن امام رضا ٧ فرمود كه مردم را در توحيد سه مذهب است يكى نفى و ديگرى تشبيه و سيم اثبات بدون تشبيه پس مذهب نفى جائز نيست و مذهب تشبيه روا نباشد زيرا كه خداى تبارك و تعالى چيزى باو شباهت ندارد و راه درست در طريقه سيم باشد كه اثبات است بدون تشبيه.