اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٩٨ - «باب هشتم» در ذكر آنچه در باب ديدن خداوند وارد شده
يك جزو از هفتاد جزو از نور عرش است و نور عرش يك جزو از هفتاد جزو از نور حجاب است و نور حجاب جزويست از هفتاد جزو از نور سر پس اگر راستگو باشند در باب ديدن آن جناب گو چشمهاى خود را از نور آفتاب پر كنند در حالى كه ابرى نزد آن نباشد كه حائل باشد.
مترجم گويد كه حجاب و سر هر دو بمعنى پرده است و مراد از آنها معنى حقيقى آنها كه معروف است نيست بلكه مقصود دو مقام از مقامات تجليات نور عظمت پروردگار است.
پدرم رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از احمد بن محمد بن عيسى كه گفت حديث كرد ما را ابن ابى نصر از ابو الحسن حضرت امام رضا ٧ كه فرمود رسول خدا ٦ فرمود كه چون مرا بآسمان بردند جبرئيل ٧ مرا بجانى رسانيد كه هرگز پا در آنجا نگذاشته بود و بآن مكان نرسيده بود بعد از آن پرده از برايم برداشته شد و خداى عز و جل از نور عظمت خود آنقدر كه دوست داشت و خواست بمن نمود.
پدرم رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از على بن معبد از عبد اللَّه بن سنان از پدرش كه گفت در نزد حضرت باقر ٧ حضور داشتم كه مردى از خوارج بر آن حضرت داخل شد و عرض كرد كه يا ابا جعفر چه چيز را مىپرستى فرمود كه خدا را مىپرستم عرض كرد كه او را ديده فرمود كه چشمها او را نديده بوضعى كه ديدها او را مشاهده نمايد يا مشاهده كه ديدن باشد و ليكن دلها او را بحقائق و اركان ايمان ديده و خدا بقياس شناخته نميشود و بحواس او را در نميتوان يافت و بمردم شباهت ندارد بلكه او را بآيات وصف ميكنند و بعلامات او را مىشناسند و در حكم خويش ستم نميكند اينست خدا كه خدائى نيست مگر او سنان گفت كه آن مرد خارجى بيرون رفت و ميگفت كه اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ يعنى خدا داناتر است بموضعى كه پيغام يا پيغامهاى خود را در آن قرار ميدهد يعنى آن جناب از همه كس داناتر است و بهتر ميداند كه كى قابليت و صلاحيت دارد كه محل رسالت و شاهد نبوت باشد پس او را برميگزيند و بآن