اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٩ - باب شصت و دويم در تعريف و بيان و حجت و هدايت
پدرم رضى اللَّه عنه گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر حميرى از احمد بن محمد از ابن فضال از على بن عقبه از پدرش كه گفت شنيدم از حضرت صادق ٧ كه ميفرمود كار خود را از براى خدا و رضاى او قرار دهيد و آن را از براى مردم و نمودن بايشان قرار مدهيد زيرا كه آنچه از براى خدا باشد از براى خدا است يعنى خدا آن را قبول ميفرمايد و باو نفع ميرساند و آنچه از براى مردم باشد بسوى خدا بالا نميرود و با مردم بجهت دين خود مخاصمه و گفتگو نكنيد زيرا كه مخاصمه دل را بيمار ميگرداند يا آلت بيمارى آنست بدرستى كه خداى عز و جل بپيغمبرش ٦ فرمود كه إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ يعنى «بدرستى كه تو هدايت نميكنى آنكه را كه دوست ميدارى و ليكن خدا هدايت ميكند هر كه را كه ميخواهد.» و فرمود كه أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ بآن معنى كه گذشت مردم را واگذاريد زيرا كه مردم از مردم فرا گرفتند و شما از رسول خدا ٦ فرا گرفتهايد بدرستى كه شنيدم از پدرم ٧ كه ميفرمود چون خداى عز و جل بر بنده بنويسد و واجب كند كه در اين امر كه تشيع است داخل شود بسوى آن شتابانتر باشد از مرغ بسوى آشيانه خويش.
حديث كرد ما را پدرم رضى اللَّه عنه گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از ابن ابى عمير از محمد بن حمران از سليمان بن خالد از حضرت صادق ٧ كه گفت آن حضرت فرمود بدرستى كه خداى تبارك و تعالى چون خوبى را نسبت ببنده اراده كند در دلش نشانه از نور را پديد آورد و گوشهاى دلش را بگشايد و فرشته را بر او بگمارد كه او را بر راستى و صواب بدارد و چون بدى را نسبت ببنده اراده فرمايد در را گمراه گرداند پس اين آيه را خواند كه فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ بآن معنى كه گذشت: «مترجم گويد» كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه خداى عز و جل