اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
و خداى آفريدگار و صاحب لطف بزرگوار آفريده و ساخته نه از چيزى يعنى اصول چيزها را كه آفريده و ساخته از ماده نيافريده و نساخته بلكه بقلم صنع و پروردگار قدرت بر لوح عدم چنين نسخهها نوشته و اين نقشها و صورتها را نگاشته و بآب زندگى گلستان وجود را باين گلهاى صنعت آراسته عرض كردم كه فداى تو گردم و كسى غير از آفريننده بزرگوار آفريننده است.
فرمود بدرستى كه خداى تبارك و تعالى ميفرمايد كه فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ يعنى پر خير و منفعت است خدائى كه نيكوتر از همه آفرينندگان است پس بحقيقت كه خبر داده است كه در ميان بندگانش آفرينندگان و غير آفرينندگانى هستند از جمله ايشان عيسى است صلى الله عليه كه بفرمان خدا از گل چون هيئات مرغ را آفريد و در آن دميد و بفرمان خدا پرنده گرديد كه ميپريد و سامرى از براى ايشان گوسالهاى را آفريد كه تنى بود كه آن را فريادى بود كه آواز ميداد عرض كردم كه عيسى از گل مرغى را آفريد كه دليل بر پيغمبريش باشد و سامرى گوسالهاى را آفريد كه تنى باشد از براى نقض و شكست پيغمبرى موسى صلى الله عليه و خدا خواست كه آن همچنين باشد بدرستى كه اين عجيب است كه امرى از اين عجيبتر نباشد حضرت فرمود كه واى بر تو يا رحمت بر تو باد اى فتح بدرستى كه خدا را دو اراده و دو مشيت است يكى اراده حتمى كه بمعنى محتوم است يعنى محكم ساخته و واجب گردانيده و بآن حكم فرموده و ديگرى اراده عزمى و مراد از آن اين است كه اراده فرمود كه مكلف افعال خويش را باختيار خود بجا آورد نه بجبر و باين اراده گاهى نهى و منع از چيزى ميفرمايد و حال آنكه ميخواهد كه بعمل آيد و بچيزى امر ميفرمايد و نميخواهد كه بعمل آيد آيا نديدى و ندانستى كه آن جناب آدم و زن او را نهى فرمود كه از آن درخت معهود بخورند و خدا آن را خواسته بود و اگر نميخواست نميخوردند و اگر ميخوردند مشيت و خواست ايشان بر خواست خداى تعالى غالب شده بود و ابراهيم را بسر بريدن فرزندش اسماعيل ٨ امر فرمود و ميخواست كه او را سر نبرد و اگر نميخواست كه او را سر نبرد خواست ابراهيم بر خواست خداى عز و جل غالب گرديده بود