اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٧ - باب شصت و دويم در تعريف و بيان و حجت و هدايت
و گمراه ميگرداند يعنى بخود وامىگذارد و فرمود كه مردم مأمور نشدهاند مگر بچيزى كه پستتر و كمتر از طاقت ايشان است و هر چيزى كه مردم بآن مامور نشدهاند ميتوانند كه آن را بجا آورند و هر چيزى كه طاقت آن را ندارند از ايشان برداشته شده و ليكن بيشتر مردم هيچ خوبى در ايشان نيست پس آن حضرت ٧ اين را خواند كه لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ يعنى «نيست بر ناتوانان و عاجزان و نه بر بيماران و نه بر آنان كه نيابند چيزى را كه خرج كنند حرج و گناهى اگر از جهاد باز ايستند هر گاه خير خواهى كنند از براى خدا و فرستادهاش.» و حضرت فرمود پس خدا تكليف را از ايشان برداشت ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ تا آخر آيه كه ترجمهاش اينست «كه نيست بر نيكوكاران كه خير خواهانند هيچ راه سلامتى و عتابى و خدا آمرزنده مهربان است و نيز حرج و گناهى نيست بر آنها كه از درماندگى چون آمدند بسوى تو تا ايشان را سوار كنى و حيوان دهى كه بر آن سوار شوند.» گفتى كه نمييابم آنچه را كه بار كنم شما را بر آن پشت كردند و چشمهاى ايشان پر بود از اشك زيرا كه ايشان حيوانى را نمىيافتند كه بر آن سوار شوند و وسعت نداشتند كه آن را بخرند يا پياده بجهاد روند.
«مترجم گويد» كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه قول آن حضرت كه خدا راه راست مينمايد و گمراه ميگرداند معنيش آنست كه خداى عز و جل در قيامت مؤمنان را بسوى بهشت راه مينمايد و در روز قيامت ستمكاران را از بهشت گمراه ميگرداند. خداى عز و جل فرموده كه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ و آن جناب عز و جل فرمود كه وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ و ترجمه هر دو آيه و مراد از آنها مذكور شد.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد رضى اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از ابراهيم بن هاشم از اسماعيل بن مراد از يونس بن عبد الرحمن از حماد بن عبد الاعلى كه گفت بحضرت صادق ٧ عرض كردم كه خدا تو را باصلاح