اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٥ - باب شصت و دويم در تعريف و بيان و حجت و هدايت
يعنى «پس ايشان نابينائى ضلالت كفر را بر هدايت و راه راست ايمان برگزيدند» و فرمود و حال آنكه ايشان مىشناختند و ميدانستند.
حديث كرد ما را احمد بن على بن ابراهيم رضى اللَّه عنه از پدرش از محمد بن عيسى از يونس بن عبد الرحمن از ابن بكير از حمزة بن محمد از حضرت صادق ٧ كه گفت آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عز و جل وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ يعنى «و هدايت نموديم آدمى را بدو راه و حضرت فرمود يعنى نجد خير و نجد شر و در بعضى از نسخ توحيد شر بدون نجد است و نجد در لغت بمعنى راه بلند و زمين بلند است و اكثر مفسران نيز نجدين را مدد طريق كه طريق خير و راه شر است تفسير كردهاند و اگر چه در شر بلندى و علوى نيست ليكن بجهتى آن را بلند ناميده چنان كه عرب بامداد و شبانگاه را جديدان و عصران و بردان ميگويند و نظير اين در كلام ايشان بسيار است و در تفسير حضرت بنا بر بعضى از نسخ نيز اشعاريست باين چه در شر ذكر نجد ننموده و بآوردن آن در خير اكتفاء فرموده و در آن غير آنچه ذكر شد نيز گفتهاند.
حديث كرد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار رضى اللَّه عنه از پدرش از محمد بن يحيى از موسى بن جعفر بغدادى از عبيد اللَّه دهقان از درست از آنكه او را حديث كرده از حضرت صادق ٧ كه فرمود شش چيز است كه بندگان را در آنها هيچ صنع و كارگرى نيست يعنى از صنعت خداى تعالى است نه آنكه صانعى ندارد يكى معرفت و شناخت چنان كه مذكور شد و دويم جهل و نادانى كه مقابل عقل با علم است و اول اصلى است و صاحب جند و لشكر و دويم از جمله جنود آنست و بعضى گمان كردهاند كه مراد از آن فراموشى است بگمان آنكه آن امريست جدى و احتياج بصانع ندارد و سيم و چهارم رضا و غضب يعنى عروض صفت خوشنودى و خشم و اما مقتضاى آنها باختيار بندگان است و پنجم و ششم خواب و بيدارى.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل رضى اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از محمد بن حسين از ابو شعيب محاملى از درست بن ابى منصور از بريد بن معاويه عجلى از حضرت صادق ٧ كه فرمود خدا را بر آفريدگانش حق شناختن نيست