اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤١٥ - باب پنجاه و هشتم در بيان قضاء و قدر و فتنه يعنى آزمايش و روزىها و نرخها و قدرتهاى معين
بحكمت و فضل خويش راحت و فرح را در يقين و رضا قرار داده و غم و اندوه را در شك و خشم قرار داده بدرستى كه هيچ فقرى از نادانى سختتر و هيچ مالى از عقل و نافعتر و هيچ تنهائى از عجب وحشتناكتر و هيچ يارى از مشاورت محكمتر و معتمدتر و هيچ عقلى چون تدبير و عاقبت انديشى و هيچ پارسائى چون باز ايستادن از محارم خدا و هيچ حسبى چون خوش خلقى و هيچ عبادتى چون تفكر و انديشه كردن نيست و آفت خبر دروغ گفتن است و آفت علم فراموشى و آفت عبادت سستى و آفت زيبائى و زيركى لاف و آفت شجاعت و دليرى ستم كردن و از حد در گذشتن و آفت بخشش و سخاوت منت گذاشتن و آفت جمال و نيكوئى تكبر كردن و آفت حسب فخر و نازيدنست.
حديث كرد ما را حسين بن احمد بن ادريس «ره» گفت كه حديث كرد ما را پدرم گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى الصهبان گفت كه حديث كرد ما را ابو احمد بن محمد بن زياد ازدى گفت كه حديث كرد ما را ابان احمر از حضرت صادق جعفر بن محمد ٦ كه مردى نزد وى آمد و بآن حضرت عرض كرد كه پدر و مادرم فداى تو باد مرا بموعظه پند ده حضرت ٧ فرمود كه اگر خداى عز و جل روزى را متكفل شده باشد اهتمام كردنت از براى چيست و اگر روزى قسمت شده باشد حرص از براى چيست و اگر عرض بر خداى عز و جل حق باشد مكر از براى چيست و اگر شيطان دشمن باشد غفلت و بىخبرى از براى چيست و اگر هر چيزى بقضاء و قدر باشد اندوه از براى چيست و اگر دنيا فانى و نابود باشد اطمينان و آرام از براى چيست.
حديث كرد ما را ابو منصور احمد بن ابراهيم بن بكر خوزى در نيشابور گفت كه حديث كرد ما را ابو اسحق ابراهيم بن محمد بن مروان خوزى گفت كه حديث كرد ما را جعفر بن محمد بن زياد فقيه خوزى گفت كه حديث كرد ما را احمد بن عبد اللَّه جويبارى شيبانى از حضرت على بن موسى الرضا ٧ از پدرش از پدرانش از على : كه فرمود رسول خدا ٦ فرمود كه خداى عز و جل مقادير را اندازه فرمود و تدبيرها را تدبير كرد دو هزار سال پيش از آنكه آدم را بيافريند.