اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٨٦ - «باب بيست و هشتم» در بيان نفى مكان و زمان و سكون و حركت و فرود آمدن و بالا رفتن و منتقل شدن از خدا
مىيابيم و آن را در كنشتهاى خود ميخوانيم و بدرستى كه تو باين امر احق و بآن اولى و سزاوارترى از كسى كه تو را بر آن غالب شده على ٧ فرمود كه مقدم داشتند و بتأخير انداختند و حساب ايشان بر خداى عز و جل است و در موقف حساب باز داشته ميشوند و از ايشان سؤال خواهد شد.
حديث كرد ما را ابو الحسين محمد بن ابراهيم بن اسحق فارسى گفت كه حديث كرد ما را ابو سعيد احمد بن محمد نسوى گفت كه حديث كرد ما را ابو نصر احمد بن محمد بن عبد اللَّه صفدرى يا صورى در مرو گفت كه حديث كردند ما را محمد بن يعقوب بن حكم عسكرى و برادرش معاذ بن يعقوب گفتند كه حديث كرد ما را محمد بن سنان حنظلى گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن عاصم گفت كه حديث كرد ما را عبد الرحمن بن قيس از ابو هاشم رمانى از زادان از سلمان فارسى در حديث طويلى كه در آن ورود جاثليق در مدينه با صد كس از نصارى را ذكر ميكند بعد از وفات پيغمبر ٦ و سؤال كردند جاثليق ابو بكر را از مسائلى چند كه او را از آنها جواب نداد و بعد از آن بسوى امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ ارشاد شد و حضرت را از آنها سؤال كرد و او را جواب فرمود و در آنچه او را سؤال نمود اين بود كه بآن حضرت عرض كرد كه مرا خبر ده از وجه و روى پروردگار تبارك و تعالى على ٧ آتشى و هيزمى را طلبيد و آن را افروخت و چون افروخته شد على ٧ فرمود كه روى اين آتش در كجا است نصرانى گفت كه اين آتش از همه اطراف و جوانبش رواست على ٧ فرمود كه اين آتش تدبير شده ايست مصنوع و رويش شناخته نميشود و آفريننداش بآن نمىماند وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ يعنى خدا را است مشرق و مغرب پس در هر جا كه رو آوريد پس در آنجا وجه خدا است و هيچ پوشيده و پنهانى بر پروردگار ما پنهان نباشد و اين حديث طول دارد و ما موضع حاجت را از آن فرا گرفتيم.
حديث كرد ما را ابو عبد اللَّه حسين بن محمد اشنانى رازى عدل در بلخ گفت كه حديث كرد ما را على بن مهروية قزوينى از داود بن سليمان مغرا از حضرت على بن موسى الرضا ٧ از پدرش از پدرانش از على : كه فرمود رسول خدا ٦ فرمود