اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٩١ - باب ششم در بيان آنكه خداى عز و جل جسم و صورت هيچ يك نيست
كه اثبات است بدون تشبيه.
حديث كرد ما را محمد بن على ماجيلويه رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار گفت كه حديث كرد ما را محمد بن احمد از عمران بن موسى از حسن بن عباس بن حريش رازى از بعضى از اصحاب ما از طيب يعنى حضرت على بن محمد و از ابو جعفر ٨ كه هر دو فرمودند كه هر كه بجسم قائل باشد و چنان اعتقاد كند كه خدا جسم است چيزى از زكاة را باو مدهيد و در پشت سرش نماز مكنيد.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل رحمة اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از سهل بن زياد از محمد بن على قاسانى كه گفت بسوى آن حضرت ٧ نوشتم كه كسانى كه نزد ما هستند در باب توحيد اختلاف كردهاند چه بعضى از ايشان كسى است كه ميگويد خدا جسم است و بعضى از ايشان كسى است كه ميگويد صورت است حضرت ٧ نوشت كه پاك و منزه است آنكه محدود و موصوف نميشود و چيزى باو شباهت ندارد و چيزى مانند او نيست و او است شنواى بينا.
حديث كرد ما را حسين بن احمد بن ادريس رحمه اللَّه از پدرش از ابو سعيد آدمى از بشر بن بشار نيشابورى كه گفت بحضرت امام على نقى ٧ نوشتم كه كسانى كه در نزد ما هستند در توحيد اختلاف كردهاند بعضى از ايشان كسى است كه ميگويد خدا جسم است و بعضى از ايشان كسى است كه ميگويد صورت است حضرت ٧ نوشت كه پاك و منزه است آنكه او را اندازه نميتوان كرد و وصف نتوان نمود و چيزى باو شباهت ندارد و چيزى مانند او نيست و او است شنواى بينا.
حديث كرد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار «رضى» از پدرش از سهل بن زياد كه گفت در سال دويست و پنجاه و پنج از هجرت بامام حسن عسگرى ٧ نوشتم كه اى آقاى من اصحاب ما در توحيد اختلاف كردهاند بعضى از ايشان كسى است كه ميگويد آن جناب جسم است و بعضى از ايشان كسى است كه ميگويد صورت است پس اگر اى آقاى من صلاح بدانى كه بمن تعليم كنى از اين باب آنچه را كه بر آن واقف شوم و از آن در نگذرم بفعل خواهى آورد كه بر بنده خود تفضل و انعام فرموده حضرت ٧ فرمان همايونى