اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٤ - «باب پانزدهم» در معنى قول خداى تبارك و تعالى الله نور السماوات و الأرض
آسمانهايند و هدايت كسانى كه در زمينند چه آن جناب بطريقى همه را براه راست رهبرى فرموده كه گويا نفس هدايت و حقيقت راه راست نمودنست و از اينجا است كه نور را بمنور و ذو النور و روشنى را بروشن سازنده و خداوند روشنى تغيير و تقدير ميكنند «مترجم گويد» كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه فرقه مشبهه اين آيه را بر اين وضع تفسير ميكنند كه خدا روشنى آسمانها و زمين است و اگر چنين بود هر آينه روا نبود كه زمين در وقتى از اوقات تار يافت شود و كسى آن را تاريك بيابد نه در شب و نه در روز زيرا كه خداى عز و جل بنا بر تأويل ايشان نور و روشنى آنست و آن جناب موجودى است كه معدوم نيست پس يافتن ما زمين را تار در شب و يافتن ما درون آن را نيز تار در روز بر اين دلالت ميكند كه تأويل قول خداى تعالى اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ همان چيزيست كه حضرت امام رضا ٧ فرموده نه تأويل مشبهه و دلالت ميكند بر اينكه خداى عز و جل رهنماى اهل آسمانها و زمين است و از براى اهل آسمانها و زمين امور دين و مصالح ايشان را بيان و آشكار فرماينده و چون اهل آسمانها و زمين چنانند كه بسوى صلاح و امور دين خويش بخدا و بهدايتش هدايت مييابند چنان كه بنورى كه خدا آن را از براى ايشان در آسمانها و زمين آفريده بسوى صلاح دنياى خود هدايت مييابند فرموده كه او نور آسمانها و زمين است بنا بر اين معنى و اين نام را بر خودش جارى فرموده از روى توسع و مجاز زيرا كه عقول بر اين دلالت دارند كه روا نباشد كه خداى عز و جل نور و روشنى باشد و نه از جنس نورها و روشنى زيرا كه آن جناب آفريننده نورها و خالق همه اجناس چيزها است و نيز قول او كه فرموده مثل نوره بر اين دلالت ميكند و جز اين نيست كه صفت نوره را اراده فرموده يعنى صفت نور خدا و داستان عجيب آن و اين نور غير خدا است زيرا كه خدا آن را تشبيه فرموده بچراغ و بروشنيش كه او را در اين آيه ذكر نموده و وصف فرموده و جائز نيست كه خودش را بچراغ تشبيه كند زيرا كه خدا مانند و نظيرى ندارد پس درست شد كه نورش كه آن را بچراغ تشبيه فرموده همان دلالت او است كه اهل آسمانها و زمين را بر مصالح دين ايشان و بر توحيد پروردگار ايشان و حكمت و عدلش رهبرى