اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩١ - «باب پنجاه و چهارم» در بيان استطاعت كه بمعنى توانائى است و بيان بطلان آن در حق بندگان و اثبات آن در باره ايشان باعتماد اختلاف معنى
كردند ما را سعد بن عبد اللَّه و عبد اللَّه بن جعفر حميرى هر دو از احمد بن محمد بن عيسى از حسن بن محبوب از علاء بن زرين از محمد بن مسلم كه گفت حضرت صادق ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا يعنى و خدا را است بر مردمان حج كردن خانه كعبه كسى كه توانائى دارد بسوى آن راهى را حضرت فرمود كه او را چيزى ميباشد كه بآن حج كند عرض كردم پس كسى كه حج بر او عرضه شود و شرم كند فرمود كه او از جمله كسانى است كه استطاعت و توانائى دارند حديث كردند ما را پدرم و محمد بن حسن «رضى» گفتند كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى از محمد بن خالد برقى از محمد بن ابى عمير از هشام بن سالم از ابو بصير كه گفت شنيدم از حضرت صادق ٧ كه ميفرمود هر كه حج بر او عرضه شود و اگر چه بر الاغ گوش بريده بريده دم باشد و اباء و امتناع كند چنين كسى از جمله آنها است كه حج را استطاعت دارند.
حديث كردند ما را پدرم و محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» گفتند كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى از سعيد بن جناح از عوف بن عبد اللَّه ازدى از عمويش كه گفت حضرت صادق ٧ را از استطاعت سؤال كردم فرمود كه كردهاند عرض كردم آرى گمان كردهاند كه استطاعت نميباشد مگر در نزد فعل و اراده در حال فعل نه پيش از آن فرمود كه اين گروه شرك آوردهاند.
حديث كرد ما را پدرم «رضى» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از يعقوب بن يزيد از محمد بن ابى عمير از آنكه او را روايت كرده از اصحاب ما از حضرت صادق ٧ كه گفت شنيدم از آن حضرت كه ميفرمود بنده فاعل و كننده نميباشد مگر و حال آنكه او استطاعت دارد و گاهست كه مستطيعى باشد كه فاعل نيست و هرگز فاعل نباشد تا آنكه استطاعت با او باشد.
حديث كرد ما را پدرم «رضى» گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از محمد بن ابى عمير از هشام بن حكم از حضرت صادق ٧ در قول خداى