اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٠١ - «باب پنجاه و هفتم» در نفى جبر و تفويض
را بر آنها عذاب كند و خدا از اين عزيزتر و غالبتر است كه امرى را خواهد و موجود نشود راوى ميگويد پس از ايشان ٨ سؤال شد كه آيا در ميان جبر و قدر كه بمعنى تفويض است منزله هست كه سيم باشد فرمودند بلى وسيعتر از مسافتى كه در ميان آسمان و زمين است حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» گفت كه حديث كرد ما را حسن بن متيل از احمد بن ابى عبد اللَّه از على بن حكم از هشام بن سالم از حضرت صادق ٧ كه فرمود خدا از آن كريمتر است كه مردم را تكليف كند بآنچه طاقت ندارند و نتوانند كه آن را بجا آورند و خدا از اين عزيزتر است كه در سلطنتش آنچه نخواهد متحقق و موجود شود.
حديث كرد ما را على بن عبد اللَّه وراق «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن جعفر بن بطه گفت كه حديث كردند ما را محمد بن حسن صفار و محمد بن على بن محبوب و محمد بن حسين بن عبد العزيز از احمد بن محمد بن عيسى از حسين بن سعيد از حماد بن عيسى جهنى از حريز بن عبد اللَّه از حضرت صادق ٧ كه فرمود مردم در باب قدر بر سه وجهاند مرديست كه گمان ميكند كه خداى عز و جل مردم را بر گناهان جبر كرده پس اينك خدا را در حكمش ظالم دانسته و باين جهت كافر است و مردى كه گمان ميكند كه امر بايشان منصوص است پس اينك خدا را در سلطنتش سست گردانيده و باين سبب كافر است و مردى كه ميگويد كه خدا بندگان را تكليف كرده بآنچه طاقت دارند و ايشان را بآنچه طاقت ندارند تكليف نكرده و چون نيكى كند خدا را ستايش نمايد و چون بدى كند از خدا آمرزش طلبد و اينك مسلمانى است رسا.
حديث كرد ما را على بن عبد اللَّه وراق «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از اسماعيل بن سهل از عثمان بن عيسى از محمد بن عجلان كه گفت بحضرت صادق ٧ عرض كردم كه خدا امر را ببندگان تفويض فرموده فرموده كه خدا از آن كريمتر است كه بايشان تفويض كند عرض كردم كه خدا بندگان را بر فعلهاى ايشان