اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧٨ - «باب پنجاه و دويم» بر بيان بداء و بداء بر وزن سلام بمعنى ظاهر شدن چيزيست كه بيش از آن پوشيده و پنهان باشد و آن بر خدا روا نيست
و در وقتى از اوقات و قضائى كه با امضاء باشد محكم و درهم بافته است كه تغيير و تبديل در آن نميشود از هر چه باشد از مفعولات و معلولات محكمه كه بعمل آمده باشد و صاحبان اجسام باشند كه بحواس درك ميشوند از صاحبان رنگ و بو و وزن وكيل و آنچه بجنبد بر روى زمين و درنوردد از آدميان و جنيان و مرغان و درندگان و غير آن از آنچه بحواس دريافته مىشود كه از براى خداى تبارك و تعالى در هر يك از آن بداء جايز است از آنچه در خارج وجود ندارد پس هر گاه عين مفهومى كه دريافته مىشود در خارج واقع شود بدائى نيست و خدا ميكند آنچه را كه خواسته باشد از بداء و امضاء و خدا بعلم چيزها را دانسته پيش از بودن آنها و بمشيت صفات و حدود و كيفيت ايجاد آنها را پيش از آشكار كردن آنها شناخته كه بآن وضعى كه خواسته قرار داده فرموده و باراده آنها را در رنگها و صفات و حدودى كه دارند تميز داده و بعضى را از بعضى ممتاز و جدا ساخته و بتقدير روزيهاى آنها را معين و مقدر فرموده و اول و آخر آنها را بحسب زمان شناخته و بقضاء مكانهاى ايشان را از براى مردمان ظاهر گردانيده و ايشان را بر آنها دلالت فرموده و بامضاء علتهاى آنها را از علت مادى و فاعلى و صورى شرح و بيان نموده و امر آنها را ظاهر و هويدا كرده و اين ايجاد بترتيب امور ششگانه تقدير و اندازه ايست كه خداوند غالب بر همه چيز و دانا بهمه آنها مقدر فرموده «مترجم گويد» كه مؤلف گفته كه محمد بن على مؤلف اين كتاب ميگويد كه بداء چنان نيست كه جهال مردمان گمان ميكنند كه آن پيش ما نيست و خدا از اين برترى دارد برترى بزرگ و ليكن بر ما واجب است كه اقرار و اعتراف كنيم از براى خداى عز و جل باينكه بداء از برايش جايز است و معنيش اينست كه او را ميرسد كه بچيزى ابتداء و آغاز كند و پيش از چيزى آن را بيافريند و بعد از آن آن چيز را معدوم و نابود سازد و بآفريدن غير آغاز كند يا بامرى امر فرمايد و بعد از آن از مثل آن نهى فرمايد يا از چيزى نهى فرمايد و بعد از آن بمثل آنچه از آن نهى فرموده امر فرمايد و اين مثل نسخ شريعتها و تحويل گردانيدن قبله و عده زنى كه شوهرش پيش از او مرده باشد و خدا