اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨٤ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
و خردمندانى كه انصاف دارند از فهميدن آن در نمانند اما اول آن پس اگر چنان باشد كه آنچه آفريده بجهت حاجتى از خود آفريده باشد هر آينه گوينده را ميرسد كه بگويد كه خدا بسوى آنچه آفريده منتقل مىشود بجهت حاجتش بآن و ليكن خداى عز و جل چيزى را بجهة حاجتى نيافريده و پيوسته ثابت بوده نه در چيزى و نه بر چيزى مگر آنكه آفريدگان بعضى از ايشان بعضى را نگاه ميدارند و بعضى از ايشان در بعضى داخل ميشوند و از آن بيرون مىآيند و خداى جل و تقدس بقدرتش همه آنها را نگاه ميدارد و در چيزى داخل نميشود و از آن بيرون مىآيد و حفظش او را در رنج نيفكند و بر او گران نيايد و از نگاه داشتنش در نماند و كسى از آفريدگان نشناسد و نداند كه اين امر چگونه است مگر خداى عز و جل و كسى كه خدا او را بر آن اطلاع داده باشد از رسولان و صاحبان راز خويش و مستحفظانى كه ايشان را حافظ و نگاهبان از براى امر خويش گردانيده و خزينهدارانش كه بشريعتش ايستادگانند و در آن سعى و اهتمام دارند و جز اين نيست كه كار و فرمانش چون نگريستن بچشم است از اعلاى حدقه باسفل يعنى چشم زدن بلكه آن نزديكتر است و كمتر چون چيزى را خواهد بآن ميگويد كه باشد پس ميباشد بخواست و اراده او و چيزى از آفريدگانش و در نزد او از چيز ديگر نزديكتر نيست و چيزى نيست كه نسبت باو از چيز ديگر دورتر باشد اى عمران آيا فهميدى عمران گفت آرى اى سيد من فهميدم و من گواهى ميدهم باينكه خدا بر آن چيزيست كه وصف كردى و توحيد نمودى و باينكه محمد بنده او است كه بهدايت و دين حق مبعوث شده و بعد از آن بر رو در افتاد در حالى كه سجدهكننده بود بجانب قبله و اسلام آورد.
حسن بن محمد نوفلى گفت كه چون متكلمان بسوى كلام عمران صابى نظر كردند با آنكه عمران در فن جدال و خصومت چنان صاحب مهارت بود كه هرگز كسى او را از حجتش قطع نكرده بود و بر او غالب نشده بود هيچ يك از ايشان بحضرت امام رضا ٧ نزديك نشد و او را از چيزى سؤال نكردند و ما داخل شام شديم كه وقت آن در آمد پس مأمون و امام رضا ٧ برخاستند و داخل منزل شدند و مردم