اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٠١ - «باب شصت و پنجم» در بيان نهى از كلام و جدال و مراء
سخن گوئيد در آنچه در زير عرش است و در آنچه در زبر عرش است سخن مگوئيد زيرا كه گروهى در باب خداى عز و جل سخن گفتند پس سر گشته شدند بمرتبه كه چنين بود كه مردى از پيش رويش جواب ميداد يعنى پيش رو و پس پشت را از يك ديگر تميز نميداد.
پدرم «ره» گفت حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از محمد بن يحيى خثعمى از عبد الرحيم قصير كه گفت حضرت باقر ٧ را سؤال كردم از چيزى از توحيد پس آن حضرت دستهاى خويش را بسوى آسمان بلند كرد و فرمود كه خداوند بزرگوار عظيم الشان برتر است بدرستى كه كسى كه فرا گرفته آنچه را كه در آنجا است و متعرض تحقيق آن گرديده هلاك شده است و بهمين اسناد از ابن ابى عمير از عبد الرحمن بن حجاج از سليمان بن خالد از حضرت صادق ٧ مرويست كه در قول خداى عز و جل وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى فرمود كه چون سخن بخداى عز و جل منتهى شود از آن باز ايستيد و خويشتن را نگاه داريد و معنى آيه اين است كه و نيز در صحف موسى و ابراهيم مذكور است آنكه بسوى پروردگار تو است پايان كار و رجوع خلائق بعد از انقطاع عمل تا هر يك را بر وفق آنچه كرده از خير و شر جزاء دهد و بعضى گفتهاند كه معنيش اينست كه نهايت فكرت بسوى او است يعنى قوه فكريه قدرت بر تفكر در جميع مكونات دارد اما چون باو سبحانه رسد متحير شود و بايستد و اين حديث و حديثى كه مىآيد مؤيد معنى دويم باشد. و بهمين اسناد از ابن ابى عمير از ابو ايوب خزاز از محمد بن مسلم مرويست كه گفت حضرت صادق ٧ فرمود كه اى محمد پيوسته با مردمان سخن باشد و هر سخن كه بگويند ايشان را جائز است تا آنكه در خدا سخن گويند پس چون اين را بشنويد بگوئيد كه
لا اله الا الله الواحد الذى ليس كمثله شيء
(يعنى نيست خدائى مگر خداى يكتا و يگانه كه چيزى مانند او نيست. و بهمين اسناد از ابن ابى عمير از محمد بن حمران از ابو عبيده حذاء مرويست كه گفت حضرت باقر ٧ بمن فرمود كه اى زياد بپرهيز از مجادلات و گفتگوها كه بجهت اظهار حق نباشد زيرا كه آنها موجب شك ميشوند و عمل را فرو ميريزند و صاحب خود را هلاك ميكنند و شايد كه بچيزى تكلم ميكند كه