اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٠٣ - «باب شصت و پنجم» در بيان نهى از كلام و جدال و مراء
بپرهيزيد و خدا را تعظيم كنيد و بزرگ شماريد و آنچه را كه ما نميگوئيم مگوئيد زيرا كه شما اگر بگوئيد و ما بگوئيم شما ميميريد و ما ميميريم بعد از آن خدا شما را بر انگيزد و ما را بر انگيزد پس شما در جائى باشيد كه خدا خواهد و ما نيز در جايى باشيم كه خدا خواهد.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل (رضى) گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عيسى گفت كه حديث كرد ما را حسن بن محبوب از عمرو بن ابى المقدام از سالم بن ابى حفصه از منذر نورى از محمد بن حنفيه كه گفت اين امت هرگز هلاك نشوند تا آنكه در باب پروردگارى خويش سخن كنند و بهمين اسناد از حسن بن محبوب از على بن رئاب از ضريس كناسى مرويست كه گفت حضرت صادق ٧ فرمود كه بپرهيزيد از سخن گفتن در خدا و در عظمتش سخن گوئيد و در خود خدا سخن مگوئيد زيرا كه سخن گفتن در خدا چيزى را نيفزايد مگر سرگشتگى.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق (رضى) گفت كه حديث كرد ما را أبو الحسين محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن سليمان بن حسن كوفى گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن محمد بن خالد از على بن حسان واسطى از بعضى از اصحاب ما از زراره كه گفت بحضرت باقر ٧ عرض كردم كه مردم پيش از ما در باب صفت خدا بسيار سخن گفتهاند پس تو چه ميفرمائى فرمود كه مكروه و ناخوش است آيا نمىشنوى كه خداى عز و جل ميفرمايد وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى بآن معنى كه گذشت و فرمود كه در غير آن سخن گوئيد.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از ابن ابى عمير از عبد اللَّه بن بكير از زراره از حضرت صادق ٧ كه فرمود بدرستى كه پادشاه عظيم الشأنى در مجلس خود نشسته بود پس در باب پروردگار تبارك و تعالى در كيفيت ذات و كبريائيش تكلم نمود پس مفقود و ناپديد شد كه كسى نميداند كه در كجا رفت.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را