اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٠٦ - «باب شصت و پنجم» در بيان نهى از كلام و جدال و مراء
شنيدم از حضرت صادق ٧ كه ميفرمود بازداشتن اذيت كمى خنده در روزى زياد ميكنند حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل (رضى) گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر حميرى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسين از حسن بن محبوب از نجيه قواس از على بن يقطين كه گفت حضرت كاظم ٧ فرمود كه اصحاب خود را امر كن كه از زبانهاى خويش باز ايستند و خصومت در دين را واگذارند و در عبادت خداى عز و جل سعى و كوشش كنند.
حديث كرد ما را حسين بن احمد بن ادريس (ره) از پدرش از محمد بن احمد از موسى بن عمر از عباس بن عامر از مثنى از ابو بصير از حضرت صادق ٧ كه گفت آن حضرت فرمود كه مخاصمه نميكند مگر صاحب شك يا كسى كه ورعى ندارد. و بهمين اسناد از محمد بن احمد از احمد بن حسن از ابو حفص عمر بن عبد العزيز از مردى از حضرت صادق ٧ مرويست كه فرمود متكلمان اين گروه از بدترين كسانى باشند كه ايشان از جمله آن كسانند از هر صنفى كه باشند.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسين از محمد بن اسماعيل از حضرمى از مفضل بن عمر كه گفت حضرت صادق ٧ فرمود اى مفضل هر كه در خدا نظر و فكر كند كه خدا چگونه بوده هلاك شود و هر كه رياست و سركردگى را طلب نمايد هلاك شود.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر حميرى از هرون بن مسلم از مسعدة بن صدقه از حضرت جعفر بن محمد از پدرش ٨ كه پيغمبر ٦ فرمود كه خدا لعنت كند آن كسانى را كه دين خويش را سح يعنى جدال فرا گرفتند تا حق را بباطل بلغزانند و آن را باطل و مقهور گردانند و لفظى كه در اين حديث بجدال تفسير و بيان شده در بعضى از نسخ توحيد با سين سعفص و حاء حطى است و در بعضى با سين و خاء ثخذ و در بعضى با شين قرشت و حاء حطى و سح بفتح سين با تشديد حاء ريزانيدن آبست و غير آن و ريخته شدن و زدن آب و سخ با خاء بزمين فرو بردن ملخ