زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٤٩ - (حضرت رضا
بيرون گرديد، و فرماندهان لشكر و مردم را امر كرد تا صبح زود در خانه حضرت رضا ٧ اجتماع كنند.
روز عيد مردم در سر راهها و پشت بامها اجتماع كردند و زن و مرد و كودك در انتظار خروج حضرت رضا بودند، و فرماندهان هم با افراد تحت نظر خود در خانه آن جناب حاضر گرديدند و همگان بر مراكب خود سوار بودند، لشكريان تا آنگاه كه آفتاب برآمد در انتظار بيرون شدن حضرت بودند.
امام رضا ٧ ابتداء غسل كردند و لباسهاى خود را پوشيدند، عمامه سفيدى از پنبه بر سر نهاده و يك طرف او را بر سينه و طرف ديگر را هم روى شانه خود انداختند، و مقدارى عطر هم بر خود پاشيدند و عصائى هم در دست گرفتند، و بمواليان و خدمتگزاران خود هم امر كردند تا اين چنين كنند و غلامان هم پيشاپيش آن جناب بيرون گرديدند.
حضرت رضا ٧ پاى برهنه در حالى كه لباسهاى خود را تا نصف ساق بالا كشيده بود از منزل بيرون شد، و سر خود را بطرف آسمان بلند كرده تكبير گفتند، در اين هنگام همه غلامان و خدمتگزاران حضرت هم تكبير گفتند، امام ٧ همين طور بيرون شد و در كنار درب منزل توقف كرد، هنگامى كه فرماندهان لشكر وى را در اين حال ديدند همگان از اسب بزير آمدند و با كاردهائى كه در دست داشتند بند كفشها را پاره كردند و پا برهنه شدند.
حضرت رضا ٧ بار ديگر تكبير گفتند و مردم هم از وى تبعيت كردند، ما خيال كرديم كه ديوارها و زمين و آسمان هم با وى تكبير ميگويند، شهرستان مرو از ضجه و ناله و فرياد و شيون پر گرديد، در اين هنگام جريان اين قضيه به سمع مأمون رسيد فضل بن سهل گفت: اگر على بن موسى الرضا بهمين وضع به مصلّى برود مردم فريفته وى خواهند شد و جان ما در معرض خطر قرار خواهد گرفت، اكنون لازم است وى را برگردانيد.
مأمون براى حضرت رضا ٧ سفارش كردند كه ما شما را در مشقت انداختيم و من دوست ندارم بزحمت و سختى دچار شويد، اكنون به منزل برگرديد و شخصى