زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٤٤ - (شهادت حضرت سيد الشهداء
پيغام فرستاد و گفت: سواران من در مقابل اين عده قليل مقاومت ندارند اكنون عدهاى از تيراندازان را بفرست، و او چند نفر تيرانداز فرستاد، در اين بين اسب حرّ بن يزيد از پا در آمد و او پياده جنگ ميكرد و ميگفت:
|
إن تعقرونى فأنا ابن الحرّ |
أشجع من ذى لبد هزبر |
|
حر بن يزيد همواره بر آنان حمله ميكرد و با شمشير خود بر فرق آنان ميكوفت تا آن گاه كه دسته جمعى بر وى حمله كردند و او را شهيد نمودند، ياران سيد الشهداء ٧ با كوفيان سخت مقاومت كردند تا آنگاه كه روز نصف شد و آفتاب بوسط السماء رسيد حصين بن نمير كه فرماندهى تيراندازان را بعهده داشت به ياران خود امر كرد تا تيراندازى را شروع كنند و ياران امام حسين را تير باران نمايند.
در اثر تيراندازى اسبها از پا در آمدند و همگان بطور پياده حملات خود را ادامه دادند، و مدتى جنگ بطور شدت ادامه داشت، شمر بن ذى الجوشن با عدهاى بطرف خيام طاهرات حمله كردند و زهير بن قين با ده نفر كه از اهل بيت حمايت ميكردند آنان را دور كردند در اين هنگام عدهاى از ياران سيد الشهداء ٧ به شهادت رسيدند و چون جماعت آنها كم بود در هنگام ظهر جنگ به مرحله شدت و سختى رسيد و اكثر ياران امام حسين ٧ از بين رفتند، حضرت در اين وقت نماز خود را بطور نماز خوف بجا آوردند، حنظلة ابن سعد شبامى در مقابل امام حسين ايستاد و بمردم كوفه گفت: اى گروه مردم من ميترسم مانند روز احزاب گرفتار شويد، و از گرفتارى روز قيامت بترسيد، اى گروه مردم حسين را نكشيد كه خداوند شما را گرفتار عذاب خواهد كرد و كسانى كه بر حسين افتراء ببندند ضرر خواهند كرد، پس از اين پيش آمد و مشغول جهاد شد تا آنگاه كه شهيد شد.
بعد از حنظله شبيب غلام شاكر آمد، و گفت: سلام بر تو اى ابا عبد اللَّه، اينك شما را به خداوند ميسپارم، بعد از اين كلمه بطرف ميدان رفت و جنگيد تا كشته شد، در اين هنگام ياران سيد الشهداء يكان يكان جلو رفتند و به شهادت رسيدند تا آنگاه كه جز حسين و اهل بيت او كسى در خيام طاهرات نماند.