زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٨ - (اعتراف قريش به اعجاز قرآن)
«حرم» در ميان آنها هست؟ طلحه گويد: گفتم: آرى من از اهل حرم ميباشم گفت:
«احمد» ظاهر شده؟ گفتم: احمد كه باشد؟ گفت: فرزند عبد اللَّه بن عبد المطلب، زيرا وى در اين ماه مبعوث ميگردد و او آخرين پيغمبران است و محل بعثت او نيز در حرم خواهد بود، و پس از اين به طرف نخلستان و حره و زمينهائى كه داراى سنگ سياه است مهاجرت ميكند، و اكنون هر چه زودتر بوى ايمان بياور.
طلحه گويد: از گفتار اين راهب دل من تكان خورد، و با شتاب خود را بمكه رسانيدم، و گفتم: آيا مطلب تازهاى هست؟ گفتند: آرى محمّد بن عبد اللَّه امين اظهار نبوت كرده، و ابن ابى قحافه هم از او متابعت ميكند، گويد: من بيرون شدم نزد ابو بكر رفتم، و گفتم: تو واقعا از اين مرد متابعت مىكنى؟ گفت: آرى اكنون بيا شما را نزد وى برم و تو هم از او متابعت كن.
طلحه در اين هنگام مطالب راهب را با وى در ميان نهاد، و ابو بكر او را با خود نزد حضرت رسول برد و طلحه هم اسلام آورد، و مطالب راهب را بحضرت عرض كرد، پيغمبر ٦ از اين جريان خوشوقت گرديد هنگامى كه ابو بكر و طلحه اسلام اختيار كردند، نوفل بن خويلد اين دو نفر را بريسمانى بست، و بنو تميم هم از وى جلوگيرى نكردند، و اين نوفل از شديدترين مردان قريش محسوب ميشد.
(اعتراف قريش به اعجاز قرآن)
مشركين قريش به اعجاز قرآن اعتراف داشتند، و ميدانستند كه اين كلمات هيچ گونه شباهتى به كلمات آنان ندارد، با اينكه آنها از فصحاء عرب و اهل لغت و بيان بودند، حضرت رسول ٦ همواره از خدايان مشركين انتقاد مىكرد و براى آنها قرآن مىخواند.
مشركين ميگفتند: اين گفتارها اشعار محمّد است، و بعضى اظهار ميداشتند:
اين كلمات خطبههائيست كه وى براى ما قرائت ميكند، وليد بن مغيره يكى از شيوخ